01 / خرداد/1386

آذربايجان دموکرات فرقه سينين ناشر افکاری

بئشينجی دؤور      25-جی نومره

 

زبان و ملت

ایران یگانه کشوری در خاورمیانه است که در طول تاریخ ساکنین آن را ملل و اقوام مختلف تشکیل میدادند و اکنون نیز با محدودیتهای قومی و  جغرافیائی تشکیل میدهد.

 

حاکمان وقت زبان و فرهنگ ملتها را نا دیده گرفته تنها زبان آریانژاد  پارسی گوی را بر آنها تحمیل نمودند. زبان کنونی ترکیبی از لغات و اصطلاحات عربی است که زبان فارسی نامیده میشود و 1200 سال است فرهنگ و زبان ملل غیر فارسی در ایران را زیرسلطه خود در آورده با تئوری بافی های سیاسی و اعمال زور این زبانها را به نا بودی میکشاند. صد سال است آریا نژادان پارس مهره ها را سفت تر می کنند شاگردان مختلف را مجازات نمایند آموزگاران ترک زبان میخواهند با شاگردان تنها به زبان فارسی حرف بزنند.

 

بعد از پیروزی انقلاب 1357 روزنه امیدی برای زنده کردن زبان آذربایجانی گشوده شد. اما طولی  نکشید که  این روزنه کوچک هم بسته شد. امیدها به یأس تبدیل کردید: بعد از قیام خرداد 1385حرف زدن به زبان ترکی در مدارس قدغن گردید.

 

فشار به زبان و فرهنگ ملتها تنها در ایران اعمال نمیشود. دانشمندان روسیه فشار به فرهنگ و زبان روسی را نسل کشی می نامند. به نظر آنان ارزش پایه ای موجودیت ملت در طول تاریخ شکل میگیرد. همه اینها در فرهنگ معنوی تبلور می یابد. خود ویژه گی آگاهی ملی نیز از اینجا ناشی میشود.

 

به عقیده دانشمندان معاصر روس: « ملت زمانی زنده است که فرهنگ و زبان او از حمایت کامل دولت بر خوردار با شد. وقتی خود ویژه گی ملت از میان میرود آن وقت ارزش ملی جای خود را به ارزش بردگی میدهد.

 

15 سال اخیر روسیه 10 میلیون نفر اهالی خود را از دست داده است. 5/9% مردگان را روسها تشکیل میدهند. این واقعیت برای همه روشن است.

 

روزنامه فرانسه وی « فیگارو» در این مورد می نویسد:

 

80% ثروت روسیه در مالکیت هشت « کلان» (گروه اجتماعی) است که کسی از ملت روس در میان آنها نیست.

 

بدین ترتیب روسها در میهن تاریخی خود تحت ستم اقوام غیر روس رنج می برند.

 

 هشتاد سالست ملت پارس زبان فرهنگ و زبان خود را در سراسر ایران به ترک ها، کردها، بلوچ ها، عرب ها، گیلک ها، طالش ها با زور توام بر ایدیولوژی ایران بزرگ تحمیل کرده است علیرغم تغییرات عظیم در جهان پارسی گویان ایران از این قبیل زورگویها دست برد ار بردار نیستند.

 

عباس میرزا بعد از امضأ قراردار ترکمن چای شهر تبریز را بعنوان اقامتگاه نایب السطنه  انثحاب  نمود. برای دست یا بی بر تکنولوژی ضایع نظامی اقدام کرد و عده ای را برای تحصیل به اروپا اعزام نمود. اما با مرگ او برنامه نو سازی نا تمام ماند.

 

بعد از انقراض سلسله قاجار رضاخان قدرت حکومتی را غصب  نمود ویران کردن آذربایجان را برنامه ریزی نمود، زنگان را از آذربایجان جدا کرد. آذربایجان را به استان 4،3 تقسیم کرد و به استاندار دستور داد به صاحبان سرمایه در آذربایجان مجوز ندهند آنها را مجبور نماید تا سرمایه های خود را در خارج از آذربایجان، در تهران و اصفهان و خراسان و دیگر استانها یکارگیرد به اداره غله دستور داد گندم را از آذربایجان به تهران منتقل نمایند ادار فرهنگ آذربایجان از مرکز استوار گرفت حرف زدن به زبان ترکی در مدارس ممنوع شود

شا کردان متخلف را مجا زات نمایند.

 

روشنفکران ترک زبان مانند    کسردی، رضازاده شفق، محمود افشار سیاست اشاعه زبان فارسی در مناطق غیر فارس را تئوریزه کردند و به این نتیجه رسید که ترک ها را به مناطق فارس نشین و فارس ها را به مناطق ترک نشین به کوچانند  و از این طریق زبان ترکی از بین برود زبان فارسی در سراسر ایران همه گیر سازی گردد. این تئوری در کشور پنهار عقب ماند نتوانست پابگیراد و  عملی شود راه دیگری پیدا شد. فقرو بیکاری نه تنها جوانان بلکه خانواده ها را وادار نمود بشکل دسته جمعی از آذربایجان کوچ کنند برای جویای کار راهی تهران   و شهرهای دیگر شوند. در احداث توئل های راه آهن دسته دسته زیر آوارخاک و سنگ مدفون شدند.

 

تنها سالهای بعد از کودتای 28 مرداد 1332 چند کارخانه مونتاژ ترکنور و مایشن سازی در نبریز احداث شد که در سالهای اخیر سرنوشت این کارخانه ها از رسیمان آویزان است. اگر این کارخانه ها تعطیل شوند صدها کارگر کار خود را از دست خواهند داد هزاران آذزربایجانی  برای پیدا کردن کار راهی شهرهای صنعتی استانهای فارس نشین میشوند خواهند شد.

 

در تهران 12 میلیون نفری 7 میلیون ترک آذربایجانی مسکون است فرزندان آنها از مهدکودکا  توسط پدر و مادر زبان فارسی را  یاد میگیرند تا در مدارس. با مشکلات زبان روبرو نشوند. میلیون ها کودک آذربایجانی در مناطق فارسی نشین زبان مادری خود را نمیدانند و بدین وسیله ترک زاده از مهد کودک درمعرض آسیملاسیون قرار میگیرد به عبارت دقیقتر برنامه کسروی ها و افشارها برای ترویج زبان فارس بدون هیچ مشکل به مرحله اجرا در می  آید.

 

ترک ها در مناطق فارس نشین اصل و نسب خود را به بوته فراموتس می سپارند و خودشان را در صفوف آریا نژادان می یابند.

 

با شمارش انگشت معلوم میشود که ساکنین ترک زبان آذربایجان و خمسه و همدان و... هرسال کمتر میشوند ساکنین مناطق فارسی نشین افزایش می یابد  و این امر مطلوب ترین شرایطی است که برای از بین بردن زبان ترکی بوجود می آید در اگر وضع به منوال ادامه یابد با گذشت سالها، نه قرن ها زبان ترکی  روبه افول خواهد گذاشت این وضع در شهرهای آذربایجان نیز محسوس است. برای زبان ترکی تنها جای امن روستاها است روستاهای آذربایجان تنها پایگاه بقا زبان آذربایجانی است. اگر روند خالی شدن روستاها سرعت پیدا کند این پایگاه نیز از دست خواهد رفت پارسیان در این نبرد مرگ و زندگی به پیروزی خواهند رسید. زیرا با از بین رفتن زبان ملت نیز از بین میرود.

 

امیرعلی لاهرودی

خرداد 1386