|
|
|
01 اسفند ۱۳۸۵ |
آذربايجان دموکرات فرقه سينين ناشر افکاری |
بئشينجی دؤور 22-جی نومره |
|
کـشتارگاهها را تعطیل کنیم! چند روز پیش( ۲۲ماه ژانویه سال جاری)، همه خبرگزاریها، کشته شدن ۷۸نفـر و زخمی شدن 160 نفـر را در بغداد به جهان مخابره کردند. کشته شدگان همان روز را مجموعا ١٢٠نـفـر و زخمی ها را صـدها (!؟) نـفـر اعلام کردند. همین دو روز پیش (27 ژانویه 2007)، آمریکا از کشتن 205 «تروریست» در اطراف شهر کربلای عراق خبر داد. روز قبل از آن هم 710 نفر در این کشور کشته شد. اگر به این ارقام، دهها کشته این کشور در انفجارات مختلف را اضافه کـنیم، آیا می توان گـفت: عراق به کشتارگاه تبدیل شده است؟ این در حالیست که آمریکا با دادن 86 میلیون دلار به محمود عباس برای تسلیح سازمان فتح، وی را نیز به کمک اسرائیل گسیل داشت. علاوه براین حوزه بمبارانهای آمریکا، به شرق آفریقا نیز گسترش یافته است. شکی نیست که کشتار مردم از ماهیت و خصلت ذاتی و تاریخی آمریکا ناشی می شود و تداوم آن نیز چیز عجیب و غریبی نیست. ولی، عجب آن است که تشکلها و مجامع پر مدعای بین المللی، دولتها، احزاب و سازمانهای سیاسی و اجتماعی به ظاهر مستـقـل چرا سکوت می کـنند؟ تا کی و تا چه وقت باید در انتظار پیروزی دموکراسی و حقوق بشر «جامعه جهانی» (آمریکا و انگلیس) در جنک با «تروریسم بین المللی» بنشینند؟ چه ارگانی این مسئولیت خطیر را به عهده آنها واگـذار کرده است؟ تاریخ موجودیت سازمان ملل متحد، کمیته ها و شوراهای متعلقه آن ثابت می کند که این تشکیلات در اصل چیزی جز ابزار سلطه و توجیه گر کشتارها و تهاجمات امپریالیسم نبوده است. شورای حقوق بشر آن از اهداف و نیات انساندوستانه فاصله بسیار زیادی دارد. حوادث بویژه یک و نیم دهه اخیر و مواضع مجامع بین المللی در قبال این اقدامات صحت چنین ادعائی را با قطعیت بی چون وچرا تائید می کند و نیاز بشریت مترقی را به بازسازی این تشکلها بر اساس معـیارها و نیازهای دوران معاصر فرامی خواند. در شرایطی که «جامعه جهانی» هر وقت، هر آنجا را که می خواهد، بمباران می کـند و به هر تعدادی نیروی مسلح به هر سلاحی می فرستد، بر علیه شهرها، دهات و بطور کلی مناطق مسکونی مردم کشورهای مختلف از بمب افکن های سنگـین، هلی کوپترها، تانک و توپ، مسلسل و خمپاره انداز استفاده می کنند، از کدام پایبندی به دموکراسی و حقوق بشر در جامعه جهانی می توان صحبت کرد؟ شورای امنیتی که قطعنامه تحریم کره را تصویب می کند، شورای حقوق بشری که این و یا آن کشور جهان را به رعایت حقوق بشر فرامی خواند، چگونه می تواند کشتار روزمره مردم کشورهای مختلف را در زیر بمبارانهای شدید نظامیان «جامعه جهانی» (آمریکا و انگلیس) توضیح دهـد. آیا حـقوق انسانی این مردم فـقـط و فـقـط شامل حـق کشته شدنشان می باشد؟ مجامع دهن پرکـن بین المللی، کـر و کور و لال شده اند؟ چرا حداقل، برای خودی نشان دادن، برای «خالی نبودن عریضه» شان، قطعنامه ای درمورد محکوم کردن این کـشتارهای جمعی صادر نمیکـنند؟ چرا برای بستن کـشتارگاهها و عاملین این همه کـشتارها تدابیر لازم نمی اندیشند؟ کی اند اینها؟ کجایند اینها؟ وقتی که «جامعه جهانی» یوگـسلاوی، «آخرین دیکتاتوری اروپا(؟)» را زیر و زبر کرد، روزی که ناتو افغانستان را به اشغال در آورد، زمانی که برای یافـتن سلاحهای جمعی، با دویست هزار نیرو مسلح به آخرین سلاحها، عـراق را به جهنم ساکنان آن کشور تبدیل کرد، آنوقـت که سلاحهای جدید خود را درلبنان به آزمایش گذاشت، وقـتیکه پته همه دروغ هایشان روی آب آمد، تروریسم و القاعده را یافـت و تشکلها و مجامع بین المللی همچنان سکوت کردند. آمـریکا چون در باتلاق خون در عراق گیر افتاده است، برای انحراف توجه مردم جهان، درتلاش است تا ایران و سوریه را مسئول کشتارهای عراق معرفی کـند و بدین بهانه مثـل همه بهانه های دروغین خود در صدد است دامنه تهاجماتش را به این کـشورها هم توسعه دهد و تشکلهای بین المللی همچنان سکـوت می کـنند. این سکوت و بی اعـتنائی تا کی می خواهد ادامه یابد؟ مردم جهان می توانند و باید از براه انداختن کشتارگاههای جدید جلوگـیری کـنند. حتی، یونسکو در مقابل تخریب آثار باستانی و تاراج موزه های عراق کر و کور و لال "مادر زادی" بود، زبان بگشایند و بگویند: چه برسر آثار باستانی 2700 ساله بابل آمد؟ آن کدام ایده و تفکـریست که آدمربائی، زندانهای مخفی، گوانتانامو، ابوغریب و ... پایگاههای متعدد نظامی موجود در کشورهای مختلف را جزئی از دموکراسی و حقوق بشر می شناسد؟ معنی و مفهوم سکوت و تمکین در مقابل این اقـدامات چیست؟ مردم جهان باید به خود آید و با صدای رسا اعلام کـند که: ما قـیوم نمی خواهیم. ما دموکراسی و حقـوق بشر«جامعه جهانی» (آمریکائی ــ انگلیسی) را نمی خواهـیم. ما بمب و گلوله و بطور کلی سلاح و ابزار قـتـل نمی خواهیم. ما ویرانی و تاراج نمی خواهیم. ما از کشتارها به هر بهانه و مستمسکی، متـنفـریم. سازمان ملل متحد موجود، با عملکرد تاکنونی تمام متعـلقـاتـش برای ما لازم نیست! ما، همه آن دولتهائی را که کشتار می کـنند و یا ناظر بی اعـتنای کشتارها هستند، مردود می دانیم. ما نمی خواهـیم هـزینه جـنگها را بپردازیم. ما، از صدای انفجار بمبهایتان بیزاریم! ما، خواهـان زندگی در شرایط صلح و دوستی هـستیم! خواست ما، امنیت و آرامش است و هـر جا که با دولـتهای خود مـشکلی داریم، به خود ما مربوط است و خود نیز راه حـل آن را می یابیـم. ما، حـق حیات همگان را محترم می داریم و آن را ارجمند می شماریم. ما، تاب دیدن اجساد تکه پاره شده کـودکـان، جوانان و پیران را نداریم! ما، انسانیم، سازنده و آفریننده، با قـتـل ویرانگری بیگانه ایم! ما، انسانیم و نوعـدوستی شناسنامه ماست! ما، بر این باوریم که: «بنی آدم اعـضای یک پیکـرند، که در آفـرینش ز یک گـوهـرند. چو عـضوی بدرد آورد روزگار، دگـر عـضــوهـا را نمـانـد قـرار. تو کـزمحـنت دیگران بی غـمی، نشـاید کـه نامـت نهـنــد آدمـی». ا. م. شیزلـی ٩ ⁄ ۱۱ ⁄۱۳۸۵ |