ا- لاهرودی

 روز کودک

اول ژوئن بعنوان روز کودک در سراسر جهان بر گذار میشود. کودک معصوم ترین موجود در کره زمین است. کودک معصوم در عین حال موجود مقدس است. میلیونها سال است که انسان موجودیت خود را از طریق پیدایش کودک حفظ کرده و میکنند. این دور تسلسل تا بشر زنده است. ادامه خواهد یافت. متأسفانه کودک نیز مانند بزرگان سر نوشت واحد ندارد. یکی غرق در احتیاج دیگری غرق در رفاه است. این جدائی و تبعیض جنبه طبیعی و خدا دادی ندارد. از آن روزی که بشر به طبقات، (به طبقات مرفه و فقیر) تقسیم شدند. این فاجعه ادامه دارد و کسی نمیداند. این وضع فاجعه بار کی به سر خواهد رسید. زمانی انسانها به برده و برده داری بعد به ارباب و رعیت و نهایت به سرمایه دار و کارگر تقسیم شده است. یک سوم انسان حاکم بر سرنوشت بقیه انسانها شدند و آنها را زیر تسلط خود در آوردند و آنها را وادار کردند. در مالکانه خود کار کنند. در نتیجه کیسه ارباب پر شود. رعیت و کارگر با لقمه نانی به سازد و به سوزد. هزاران سال است انسان در دو قطب فقر ثروت به سر می برند و چرخ فلک بدین منوال در حال حرکت است. تعبیض نه تنها در میان طبقه ثروتمند و طبقه فقیر موجود است. بلکه این تعبیض در میان شمال و جنوب نیز موجود است. شمال کوچک ترین قطعه جنوب بزرگ ترین قطعه در جهان است. شمال با تسلط بر جنوب و با غارت کردن آن صاحب ثروت هنگفت شد. جنوب در برابر این غارت گری هستی خود را از دست داد. ٨٠در صد اهالی آن در فقر زندگی میکنند. این روز که روزی کودک در جهان بر گذار میشود و سخنان دل پسند در شأن کودک به زبان می آید. اما هیچ کس وضع موجود را بشکل عینی تجزیه و تحلیل نمی کنند.

اما همه میداند که بیش از یک میلیارد انسان غرق در فقر مطلق است. بیش از هشت صد میلیون کودک از کم غذائی عذاب میکشند. میلیونها کودک پسر و دختر در شهرهای بزرگ و کوچک بدون سرپناه زیر آفتاب سوزان تابستان و سرد ترین شبهای زمستان رنج می برند.

دانشمندان انسان دوست در سراسر تاریخ این نا عدالتی ها را مورد انتقاد قرار داده اند و برای رهای از این مصیبت راه برون رفت از آن را ارائه داده و میدهند. آنهاهم در تئوری و هم در عمل راه نجات از این وضع فاجعه بار را نشان دادند. قرن ٢٠ شاهد آن شد که میتوان بشر را در راهی قرار داد که گرسنگی از کره زمین بر چیده شود. فرمان روای صاحبان ثروت از میان برداشته شود و همه دست به هم داده کار کنند و زندگی شایسته را پی ریزی نمایند. در چنین شرایط از کودک آواره و بی سرپرست خبری نخواهد بود.

در چنین شرایطی کودک بعنوان ادامه نسل ها بعنوان شهروند شایسته تربیت خواهد شد. بی سوادی از میان بر داشته خواهد شد. چند ده سال انسان  قرن ٢٠ در گوشه وسیع از جهان در چنین شرایط زندگی کردند. علم و تحصیل شکوفا شد. بیماری مزمن ریشه کن گردید. همه بر حسب استعداد خود کار کرد و ثروت کشور را افزایش داد هر عضو جامعه برای فردای خود نگرانی نداشت. بدون ساختمان چنین جامعه زندگی در رفاه جز محالات است.