ا- لاهرودی

انقلاب اجتماعی

انقلاب اجتماعی اشکال مختلفی دارد. قیام توده ای مبارزه مسلحانه جنگ چریکی.

انقلاب بورژوآزی سالهای پایانی قرن ١٨ پیروز شد.

این انقلاب ضد قئودالی تمام افشار جامعه را در بر میگرفت. این انقلاب از لحاظ شکل جنبه مسلحانه داشت در برخی موار به سنگر بندیهای خیابانی مبدل میشد صرفنظر از اشکال مختلف آن محتوی اجتماعی داشت. انقلاب نه تنها سیستم اجتماعی قرن وسطائی (فئودالیزم)بر چید زیرنبای مترقی را جای گزین آن نمود. در روستا ها سیستم ارباب رعیتی از میان بر داشته شد. سیستم سیاسی نوین بوجود آمد که در تحکیم زیربنا وظیفه قانونمند جامعه نوین را تشکیل میداد انقلاب بورژوآزی فرانسه کهنه را کنار زد، نورا جایگزین آن کرد. اوروپا بتدریج و گاهی با سرعت سیستم اجتماعی بورژوآزی را پذیرفت نیروی کار آزاد به سیستم تولید ماشینی جذب شد از این طریق مناسبات اجتماعی جدیدی بر قرار گردید.

  انقلاب فرانسه سر آغاز گسترش و تحکیم صورت بندی نوین در سراسر اوروپا گردید. اما سیستم سرمایه داری از چارچوب اروپا خارج نشد. سیستم قرون وسطائی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین هم چنان باقی ماند. با اینکه سیستم استعماری در نیمه دوم قرن ٢٠ متلاشی شد. دهها دولت ملی جای آنرا گرفت. اما این تحول سیاسی نتوانست به تحول اجتماعی تبدیل شود.

بدین طریق جهان به کشورهای رشد یافته و غقب مانده تقسیم شد. این تقسیم بندی تاکنون بلا تغییر مانده است.

قبل از اینکه سرمایه داری کلاسیک همه کشورهای جهان را در بر گیرد، خود به نیروی باز دارنده رشد سرمایه داری در جهان سوم شد. بدین وسیله از صنعتی شدن این کشورها جلوگیری به عمل آمد اقتصاد جهان سوم به زایده اقتصاد سرمایه داری اوروپا تبدیل گردید.

بدین سبب آینده نا روشنی در برابر این کشورها است به این دلیل ساده خود سرمایه داری بحران می آفیرند. این بحرانها در کشورهای پیشرفته سرمایه دار رخ می دهد و به فلج شدن اقتصاد کشورهای دیگر میشود.

جنگ اول جهانی در اوروپا آغاز گردید. این جنگ ناتوانی سرمایه داری را بوضوح نشان داد. نشان داد عمر سرمایه داری کوتاه تر از آن است. نظریه پردازان بورژوآزی آن از پیش بینی میگرند.

جنگ اول جهانی فرصتی بود برای ضربه زدن به موجودیت سرمایه داری ضربه یعنی اعمال قهر به سیستمی که قانونمندی موجودیت خود را از دست داده بود.

این تحول قهر آمیز سر آغاز دورانی بود که رشد و تکامل تاریخ خواستار آن بود. پیروزی انقلاب ١٧ در روسیه نشان داد که مناسبات سرمایه داری مانعی در مقابل رشد نیروهای مولد تبدیل میشود. بدون بر قراری مناسبات جدید اجتماعی این مانع از بین نخواهد رفت.

با پیروز انقلاب ١٧ در روسیه آینده روشنی برای رشد جامعه باز شد. فرماسیون کهنه جای خود را به فرماسیون جدید (صورت بندی)  داد. مشخصات عمده فرماسیون جدید حذف استثمار فرد از فرد بر قراری عدالت اجتماعی و حقوق مساوی میان شهروندان جامعه نوین یعنی غیر سرمایه داری بود. تجربه ٧٠ ساله نشان داد که میتوان جامعه ای ساخت که در آن برابری میان مردم بر قرار شود. حکمرانی یک طبقه بر طبقه دیگری پایان می یابد. اصطلاح ارباب و رعیت، آقای و نوکری به زباله دان تاریخ انداخته میشود.

ادامه دارد.