ا-لاهرودی

بحران اقتصادی عمیقتر میشود

پیش از یکسال است. بحران اقتصادی سراسر جهان را فرا گرفته است. این بحران تنها جنبه ای اقتصادی ندارد. بلکه فرا تر از آنست بعبارت دیگر بحران ساختاری سرمایه داری است که بشکل ادواری بروز میکند و عواقب وخیمی بر جای میگذارد.

بحران کنونی با ور شکست شدن بانگها در آمریکا آغاز گردید و به بخش صنعتی سرایت نمود دولت مجبور شد میلیونها دلار در اختیار بانگها قرار دهد و بدین طریق تا شاید از نیروهای ویرانکیر آن جلوگیری شود.

حالا عواقب این بحران در یونان، بر تقال اسپانیا شکل ویران گر بخود گرفته زنذگی اقتصادی این کشورها را فلج کرده است. یونان مجبور شده میلیونها آورو از بانگهای اروپا و صندوق بین المللی پول وام بگیرد در مقابل متعهد شده است هزینه بودجه را پائین بیاورد در عین حال حقوق کارکنان دولت و حق باز شکستگی را کاهش دهد.

مردم یونان در مقابل این فشار اقتصادی ایستادگی می کند. تظاهرات راه می اندازند با پلیس در تقابل قرار میگیرند. در پرتقال و اسپانیا وضع اقتصادی بدتر میشود. کشورهای ثروتمند اوروپا از وضع کنونی ناراحت شده در پی راه و چاره هستند که وضع بیش از این بد     تر نگردد.

تاریخ در حال تکامل و نیروی است. سیستم اجتماعی در شرایط خاص بوجود می آید بعد از رشد و تکامل جای خود را به سیستم دیگر مترقی اجتماعی میدهد. سیستم سرمایه داری تا اخرین مرحله تکامل رسیده در آستانه  افول قرار دارد. سرمایه داری نسبت به سیستم ما قبل سرمایه داری جنبه مترقیانه داشت در عرض بیش از ٣قرن انقلاب علمی و فنی رخ داد. بویژه قرن ٢٠ علم به شکل غیر قابل تصور و بشکل جهشوار رشد یافت بشر توانست به کیهان نوردی دست یابد جو لاتیناهی را مورد شناسائی قرار دهد. همه این پیشرفت ها و ترقیات گسترده در زندگی میلیاردها انسان بشکل مثبت تأثیر نگذاشت. بر عکس جهان با سرعت برق آسا به قطب بندی ها تقسیم شده است کشورهای صاحب مستعمرات با تصاحب به منابع طبیعی و نیروی کار مستمرات سابق و کشورهای وابسته کنونی ثروت هنگفتی بدست آوراند بدون اینکه توجهی به قطب فقر داشته باشند. واقعیت این است که چند میلیارد ساکنین کره ارضی در شرایط فقر نسبی بیش از یک میلیارد در فقر مطلق زندگی می کنند.

سیستم سرمایه داری بعنوان صورت بندی اجتماعی در سراسر جهان ریشه دوانده است. اما این سیستم اکنون به بیماری مزمن دچار شده است که هرگز معالجه پذیر نیست. این بیماری از مترپل (کشورهای غربی) آغاز گیدیده و به پیرامون سرایت کرده است بعبارت دقیقتری بیماری سرگیجی اورپای ثروتمند سرمایه داری را فرا گرفته است و کشورهای وابسته پیرامون را فلج کرده است. میگویند ماهی از سر می گندد. این گندیده گی است که به تمام بدن سرمایه داری جهان سرایت کرده و آنرا در آستانه فروپاشی قرار داده است. زیرا بیش یک میلیارد انسان از گرسنگی بیماری رنج میبرند گروه کوچکی از کشورها غرق در رفاه است. همزیستی میان فقر و ثروت غیر ممکن است طبیعی است اراده اکثریت بر اراده اقلیت فائق خواهد آمد زندگی انسانی در جهان بر قرار خواهد شد.