ا – لاهرودی      

پروانه دو سازمان اسلامی متوفق شد

 

بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری موج اعتراضات سراسر کشور را فرا گرفت. خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ ایران به لرزه در آمد. اعتراض کنندگان تقلب در انتخابات را مطرح کردند و خواستار لغو نتایج انتخابات شدند. دولت ادعای تقلب را رد کرد درگیری میان مترضین و دولت شدت گرفت. این درگیری پیش از ٣ ماه طول کشید میان اعتراض کنندگان عده زیادی کشته و زخمی شد. بسیاری از آنها دستگیر و روانه زندان شدند. در میان دستگیر شدگان اعضأ بر جسته حزب مشارکت اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز دیده میشود.

خصوصیت ویژه این درگیری فرا گیر شدن آنست. انتخابات فرصتی بود برای اظهار نظر در مورد سیاست ضد دموکراتیک حکومت.

 از پیروزی انقلاب بهمن ١٣٥٧ سی و یک سال میگزرد. این سه دهه تاریخ انقلاب توام با فر از و نشیب بوده در طی این دوران آزادیهای دموکراتیک محدود و محدودتر شد. احزاب چپ یعد از دو سه سال فعالیت علنی سرکوب شدند. رهبران و کادرهای بر جسته آنان در برابر جرخه اعدام قرار گرفتند.

   بعد از این «پاکسازی»ها نوبه به خودیهای رسید. دستگاه حکومت به دو جناح اصلاح طلب و محافظه کار تقسیم شدند در اواخر دهه هفتاد (١٣٧٦) در انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان پیروز شدند این پیروزی بدون محتوی ماند قدرت حکومتی  در دست محافظه کاران باقی ماند و رئیس جمهور اصلاح طلبان نتوانست برنامه کار خود را به مورد اجرا در آورد. زیرا بقول خود او محافظه کاران در برابر وی هرهفته ٩ بحران آفریدند.

«پیروزی» احمدی نژاد در دوره انتخابات ریاست جمهوری (اولی ١٧ میلیون، دومی ٢٤ میلیون) را باید از این منظر  ارزیابی کرد.

تمرکز قدرت  کامل در دست محافظه کاران از اینجا  ضرورت پیدا کرد. اما مردم ایران با  وضع حاضر  آشتی نمیکنند. تظاهرات عظیم توام با شعارهای ضد استبدادی نشان دهنده این و اقعیت است.

ممنوع کردن احزاب اصلاح طلب، به بند کشیدن آزاذیخواهان راه حل تضاد میان حکومت و ملت نیست. ملت آگاهانه به راهی گام میگذارد که آنرا به آزادی هدایت کند. احزاب مانند ترکیه و هندوستان، حتی پاکستان آزادانه فعالیت کنند. در انتخابات شرکت کنند، به مجلس نماینده بفرستند. تظاهرات با ضرب شتم روبرو نشود، روزنامه ها بعلت انتقاد توقیف نشوند. حکومت با اراده مردم شکل گیرد و در خدمت مردم باشد.

تریدی وجود ندارد که مردم ایران به این هدف دست خواهند یافت.