انفجار در شیراز

 

انفجار بمب کارگذاری شده در حسینیه کانون راه پویان وصال (اشاره به وصال امام زمان) در شهر شیراز، علاوه برتلفات جانی گسترده، شهر شیراز را از شب گذشته درحالت فوق العاده فرو برده است. حادثه شامگاه و پس از انجام نماز مغرب و عشاء بوقوع پیوست.

این کانون از مراکز تمرکز طرفداران مصباح یزدی و احمدی نژاد در شیراز است و در انتخابات اخیر مجلس هشتم نیز ستاد فعالیت طرفداران احمدی نژاد بود.

خبر انفجار بلافاصله از سوی خبرگزاری های جهان مخابره شد و چند سایت خبری داخل کشور نیز خبر کوتاه و سانسور شده آن را منتشر کردند ولی اشاره به تلفات آن نکردند. این درحالی است که بموجب اطلاعات مستقیم پیک نت از شیراز در همان ساعت اولیه پس از انفجار ظرفیت بیمارستان نمازی شهر شیراز که بیمارستان اصلی این شهر است پر شده و مسئولین بیمارستان از  پذیرش مجروحان انفجار خود داری کردند و مجروحین به بیمارستان های دیگر منتقل شدند. نخستین گزارش ها که مربوط به ساعات اولیه انفجار است حاکیست که حداقل یکصد تن کشته و مجروح شده اند.

ظرفیت کانون وصال بیش از یک هزار نفر است و انفجار در زمانی روی داد که جمعیت زیادی در آن حضور داشتند. شاهدانی که مشاهدات خود را دراختیار پیک نت قرار داده اند وجود قطعات بدن انسانی در اطراف محل انفجار را تائید کردند.

پس از انفجار، نیروهای امنیتی در شهر شیراز مستقر شدند و حداقل 40 آمبولانس کار انتقال مجروحان به بیمارستان های شهر را انجام دادند، که صدای آژیر آنها شهر را در وحشت فرو برد.

بلافاصله پس از این انفجار، اذهان سیاسی آن را به ماجرای اعدام دو مولوی اهل تسنن در زاهدان وصل کرد که پیش از این انفجار در زاهدان به دار کشیده شدند. اگر این دو رویداد با هم در ارتباط باشد، آنگاه این گمان که دست هائی در داخل حاکمیت جمهوری اسلامی سرگرم سازمان دادن جنگ شیعه و سنی در ایران است به واقعیت نزدیک می شود.

 

 

 

کارگران لاستیک البرز روز گذشته و در اعتراض به پرداخت نشدن مطالباتشان که چند ماه حقوق را نیز شامل می شود، با آتش زدن لاستیک های فرسوده در جاده تهران- اسلامشهر، این جاده را بستند.

این اقدام با هدف جلب توجه مردم نسبت به وضع کارگران و بی اعتنائی مسئولان به اعتراضات کارگران صورت گرفت و روز گذشته برای مدتی اتومبیل ها ناچار شدند از مسیر دیگری عبور کنند تا گرفتار راهبندان نشوند.

کارخانه لاستیک البرز بیش از هزار کارگر دارد و گفته می شود از زیر مجموعه های بنیاد نبوت است که شیخ محمدیزدی رئیس جدید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو شورای نگبهان از جمله سهامداران اصلی و انگشت شمار آنست.

همزمان با این خبر، اطلاع رسیده که حدود 50 کارگر کیان تایر نیز  بازداشت شده اند. این بازداشت ها در پی اعتراضات اخیر کارگران کیان تایر انجام شده است.

 

 

بازداشت رقیه علیزاده همسر عباس لسانی هویت طلب آذربایجانی


شنبه ۲۴ فروردين ۱٣٨۷ - ۱۲ آوريل۲۰۰٨

خانم رقیه علیزاده همسر آقای عباس لسانی، زندانی سیاسی آذربایجانی ۱ بامداد شنبه ۲۴ فروردين ۱٣٨۷از طرف اداره اطلاعات شهرستان اردبیل بدون ارائه حکم جلب دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده را نداشته اند.

نیروهای امنیتی پس از تفتیش و بازرسی خانه، کتابها و کامپیوتر شخصی آنها را نیز با خود برده اند.

روزهای گذشته اداره اطلاعات اردبیل خانم لسانی را تهديد کرده بود که درمورد وضعيت همسرش در زندان نبايد با رسانه ها و فعالان حقوق بشر صحبت کند، در غير اين صورت وی نيز بازداشت خواهد شد و بچه های آنها بی سرپرست خواهند ماند.

یادآور می‌گردد عباس لسانی شاعر، روزنامه نگار و از فعالان +هويت طلب آذربایجانی;، می باشد که به اتهام تبليغ عليه نظام در حال گذراندن دوره دوازده ماهه زندان خود در زندان اهر واقع در 112 کيلومتري زادگاه خود ( اردبيل) بود که از تاریخ ۱۶ اسفند ۸۶ بطور غیر قانونی به زندان مرکزي يزد در فاصله 2000 کيلومتري منتقل شده است.
 

 

 

دستگیری خدیجه مقدم، از فعالان حقوق زنان در جمهوری اسلامی و اتهامات و ادعاهائی که مقامات دستگیر کننده وی طرح کرده اند، فصل جدیدی از شیوه برخورد امنیتی با فعالان کانون های مدنی می تواند باشد.

تا حالا می ریختند، می گرفتند و یا احضار و بازداشت می کردند، اما اکنون برای نخستین بار یکی را دستگیر کرده اند و می گویند دوستانت را بگو و یا "لو" بده! و تا وقتی لو ندهی در زندان می مانی.

1- با این کار می خواهند اولا به فعالیت زنان جنبه کار مخفی و زیر زمینی بدهند.

2- با گرفتن اسامی و دستگیری بقیه می خواهند بی اعتمادی را در میان اعضای کانون ها و از جمله فعلان جنبش زنان بوجود آورند تا یکدیگر را متهم به "لو" دادن هم کنند.

3- از این به بعد، وقتی قرار می شود در یکجا جمع شوند بترسند که یکی بقیه را لُو بدهد!

4- در دادگاه اولین نفری را که دستگیر کرده اند مثل مدعی العموم وارد صحنه کنند تا درباره بقیه ای که جمع شده بودند اعترافات بکند!

این شیوه جدید امنیتی است که با دستگیری خدیجه مقدم در پیش گرفته اند.

در واقع با دستگیری خدیجه مقدم، کلید این طرح را زده اند و قطعا با شناخت و تحلیل آن باید چاره ای برای خنثی سازی آن یافت، که نخستین چاره اندیشی همین رسوا سازی و رو کردن دست طراحان است.

خدیجه مقدم همان روز اول دستگیری و با اعتراض و تعجب از ماموران می پرسد: چرا اسامی کسانی که به خانه من آمده اند را از من می خواهید؟ شما که همه را می شناسید و میدانید چه کسانی به خانه من آمده بودند، اگر نمی دانستید که برای دستگیر من نمی آمدید!

درهمان خبرهای اولیه مربوط به این دستگیری بدیع نیز مقامات امنیتی  به خانواده خدیجه مقدم گفته اند: او همکاری نمی کنند و اسامی دوستانش را نمی گوید و به همین دلیل در بازداشت می ماند!