|
تخليه اراضی اشغالی، گامی در راه صلحی پايدار |
|
از نيمه شب ۲۳ مرداد(۱٤آگوست) دولت اسراييل بطور داوطلبانه خروج از نوار غزه را آغاز نموده است. اقدامی که طی ۳٨ سال اشغال اراضی فلسطين بی سابقه می باشد. امری که می تواند آغاز تحول ژرفی در منطقه خاورميانه گردد. در اوج رقابت دو بلوک شرق و غرب در سطح جهانی بويژه در منطقه خاور ميانه، طی جنگ شش روزه ميان اعراب و اسراييل در سال ۱۹۶٧، نظاميان اسراييلی علاوه بر قسمت شرقی بيت المقدس و کرانه غربی رود اردن، نوار غزه را نيز به اشغال خود درآوردند. از آن تاريخ تاکنون مناقشه اعراب و اسراييل به يکی از مهمترين مسايل سیاسی جهان و خاورمیانه مبدل گرديده و ساير مسايل اين منطقه را نيز تحت تاثير قرار داده است. تا زمان فروپاشی شوروی، مناقشه اعراب و اسراييل همواره اهرمی بود برای اعمال نفوذ دو ابرقدرت جهانی بر منطقه استراتژيک خاورميانه که سنگينی آن برای بلوک غرب همواره محسوس بود. اگر در اوايل دهه هفتاد مسيحی تحريم نفتی از سوی کشورهای عربی صادرکننده نفت برای تاثيرگذاری بر مسئله فوق، مناقشه اعراب و اسراييل را به حادترين نطقه خود رسانده بود، جنگ عراق و ایران در اوايل دهه هشتاد و سیاست «صدور انقلاب» از سوی جمهوری اسلامی، مناقشه اعراب و اسراييل را به پايين ترين حد حساسيت برای اعراب رساند. بطوريکه سران کشورهای عربی در نشست خود، جنگ عراق و ایران و سیاست جمهوری اسلامی را بعنوان خطر اصلی، بر مسئله اسراييل ارجح دانستند. بدين ترتيب مناقشه اعراب و اسراييل علاوه بر جنبه ايدئولوژيکی برای جمهوری اسلامی، بار و بعد استراتژيک نيز پيدا نمود. از آن تاريخ تاکنون مسئله فلسطين در سیاست داخلی و خارجی ايران به اولويت نخست و دايمی تبديل گرديده است. مسئله ای که علت آن را بايد در تحولات منطقه ای و جهانی از جمله تغيير در آرايش قدرتهای بزرگ و ذينفوذ در منطقه، تغيير در سیاستهای کلان قدرتهای بزرگ در قبال منطقه، همچنين طرز نگرش و سیاست جمهوری اسلامی جستجو نمود. بعد از فروپاشی شوروی در دهه آخر قرن بيستم، تحولات خاورميانه وارد مرحله ديگری گرديد. اسراييل که از حمايت يکجانبه آمريکا برخوردار بود بدون واهمه از قطعنامه های شورای امنيت سازمان ملل در محکوميت اقدامات خود، سعی نمود با افزايش فشار و تضييق، فلسطينيان را وادار به تسليم نمايد. امری که با توجه به تحولات منطقه ای، به بحرانی تر شدن مسئله و آغاز انتفاضه منجر گرديد. افزايش حملات ارتش اسراييل به مناطق فلسطينی، آغاز انتفاضه دوم و عمليات انتحاری از سوی اعراب، همچنين حمايتهای مادی و معنوی برخی از کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای از طرفين درگير، بر شدت بحران افزود. اما امضاء پيمان صلح ميان رهبر حکومت خودگردان فلسطين با مقامات اسراييلی نقطه عطفی شد برای آغاز دگرگونی ها بعدی، هر چند که عمليات انتحاری عليه ارتش اسراييل با حمايت کشورهای منطقه ای همچنان ادامه داشت. با درگذشت ياسر عرفات و جانشينی محمود عباس بعنوان يکی از معماران صلح ميان اعراب و اسراييل، روند صلح وارد مرحله نوينی گرديد. با ارايه طرح خاورميانه بزرگ و حمايت برخی از کشورهای اروپايی ذينفوذ از اين طرح، همچنين اصلاحات محمود عباس در ساختار حکومت خودگردان و اقدامات جدی و عملی او در کاهش تنش و کنترل بخشی از گروههای نظامی و شبه نظامی حماس و جهاد اسلامی که از سوی کشورهای خارجی حمايت می شوند و جلب بخش بزرگی از اين نيروها در مسايل سیاسی، مناقشه اعراب و اسراييل طی مدت کمی از بن بست به مرحله ای رسيد که امروز شاهد خروج نيروهای اسراييلی از مناطق اشغالی هستيم. اگر چه رهبران حماس و جهاد اسلامی خروج اسراييل را نتيجه مقاومت و عمليات انتحاری خود قلمداد می کنند و برخی از کشورهای حامی آنان سعی در کم اهميت نشان دادن اين مسئله دارند، اما بايد اذعان داشت که اين اقدام بی شک نتيجه سیاستهای اصولی و موفق رهبری تشکيلات خودگردان فلسطين و واقع بينی مقامات اسراييلی می باشد. مسئله که در اين ميان حائز اهميت می باشد، پايبندی و اعتقاد طرفين درگير به حل و فصل مناقشه از طريق اقدامات سیاسی و عزم کشورهای بزرگ در حل عادلانه مناقشه است. امری که می تواند ضمن پايان دادن به طولانی ترين مناقشه منطقه مهمی همچون خاورميانه و تشکيل دو دولت فلسطينی و اسراييلی در کنار هم، سرآغاز باشد برای روند دموکراتيزه کردن منطقه بزرگ خاورميانه. البته همانند گذشته نيروها و حکومتهايی که بقای خود را در ادامه مناقشه خاورميانه می بينند، تلاش خواهند نمود به هر نحوه ممکن در روند صلح مانع تراشی نمايند. نيرو و حکومتهايی که قادر به درک واقعيات محيط پيرامون نبوده و سعی در جامه عمل پوشاندن به آرمانهای ایدئولوژيکی خود می باشند.
مرکز تحقيقات و مطالعات فرقه دموکرات آذربايجان(آدفام) ۲۹ مرداد ٨٤
|