|
سفر رييس جمهور سوريه به ايران |
|
اوايل هفته گذشته و يک روز پس از بدست گرفتن پست رياست جمهوری از سوی محمود احمدی نژاد، بشار اسد رييس جمهور سوريه طی سفر رسمی دو روزه وارد تهران شد و بعنوان نخستين ميهمان رييس جمهور جديد ايران در خيابان «فلسطين» مورد استقبال رسمی قرار گرفت. سفر رييس جمهور سوريه در چنين زمانی دارای پيامهای مختلفی است. در واقع بشار اسد با اين سفر ضمن نشان دادن تحکيم روابط موجود ميان دو کشور، به وجهه بين المللی احمدی نژاد بعنوان رييس جمهور جديد ايران رسميت بخشيد. بخصوص آنکه انتخاب احمدی نژاد بعنوان نماينده جناح اصولگرای حاکميت که ديدگاه صرفاً ایدئولوژيک به مسايل دارد، از سوی محافل بين المللی و کشورهای عربی با شبهات و نگرانی هايی همراه بود. در مقابل احمدی نژاد نيز در ديدار با همتای سوری خود ضمن بيان اين مطلب که: «افتخار دارم با يکی از جوانترين و باهوشترين رهبران جهان عرب ملاقات می کنم»، به نوعی قدردانی رسمی خود را اعلام نمود. جمهوری اسلامی ايران و سوريه همواره روابط خوبی با يکديگر داشته اند و سياست مشترک و هماهنگی را در قبال مسايل خاورميانه بويژه مناقشه اعراب و اسراييل، حزب الله، لبنان و اخيراً عراق دنبال کرده اند. سياستی که از سوی برخی از کشورهای اروپايی بطور مستقيم و يا غير مستقيم مورد حمايت بوده است. اما تحولات اخير در خاورميانه و سیاستهای جديد قدرتهای بزرگ در قبال اين منطقه، هيات حاکمه و سياستهای جمهوری اسلامی و سوريه را در اين مورد با چالشهای جدی روبرو ساخته است. بخصوص آنکه برخی از سیاستهای دول اروپايی حامی آنها نيز در اين خصوص تا حدودی تغيير کرده است. با درگذشت ياسر عرفات رهبر تشکيلات خودگردان فلسطين که از سوی برخی از دول غربی مانع اصلی برسر صلح ميان اعراب و اسراييل محسوب می شد و روی کار آمدن محمود عباس به جای وی، تحولات اين منطقه وارد مرحله نوينی گرديد. عباس که خود از معماران صلح ميان اعراب و اسراييل می باشد، بلافاصله پس از انتخاب شدن به جانشينی عرفات، تمام سعی و تلاش خود را در جهت کنترل نيروهای نظامی و شبه نظامی از جمله فتح، حماس و جهاد اسلامی بسيج نمود. نيروهايی که اکثراً از خارج مورد حمايت و هدايت قرار داشته، با عمليات انتحاری منطقه را با بحران روبرو کرده بودند. نخستين اقدام عباس پاکسازی و کنترل فتح بعنوان شاخه نظامی تشکيلات تابع وی، تلاش در جهت توقف عمليات انتحاری، گشودن باب گفتگو با گروه های حماس و جهاد اسلامی و دور کردن آنها از عمليات انتحاری و جذب اين گروه ها در مسايل سیاسی بود که با فراهم کردن زمينه برای پيروزی نمايندگان اين نيروها در انتخابات شهرداريها، تا حدودی در سياست خود موفق گرديد. در شرايط جديد و با توجه به تغيير سياست برخی از کشورهای ذينفوذ در قبال مناقشه اعراب و اسراييل، هم اکنون مانع اصلی روند صلح، ايران و سوريه بشمار می آيند. بايد توجه داشت که برای حاکمان هر دو کشور مناقشه فلسطين از اهميت استراتژيک برخوردار بوده، مصرف داخلی و خارجی دارد. بنابراين هر دو کشور عليرغم وقوع تحولات منطقه ای و جهانی تاثيرگذار در مناقشه، کمافی السابق بر موضع قبلی خود ايستاده اند که اين نيز بر فشارهای بين المللی بر آنها افزوده است. طبيعتاً اين فشار و تضييق ها در وهله نخست متوجه سوريه می باشد که بطور مستقيم درگير موضوع است. همچنين نقش پل ارتباطی سیاست ايران در قبال مناقشه اعراب و اسراييل محسوب می گردد. در اين راستا، اگر چه در ابتدا سوريه با توجه به اوضاع بحرانی عراق، با دخالت در امور اين کشور درصدد مانور و کاهش فشارها برآمد، اما تضييق های همه جانبه آمريکا و همراه شدن فرانسه با آن کشور، که از حاميان اصلی سوريه محسوب می شود، رييس جمهور جوان سوری را که بعد از مرگ پدر مسند قدرت را در دست گرفته و با مشکلات عديده داخلی مواجه است را با چالش های جدی روبرو ساخت. با ترور رافيق(رفيق) حريری، سوريه در وضعيت دشوارتری قرار گرفت. اعتراضات و راهپيمايی های عمومی مردم لبنان بر عليه سوريه و درخواست خروج ارتش سوری از خاک لبنان، سوريه را در پذيرش قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنيت سازمان ملل متحد که مولفان اصلی آن آمريکا و فرانسه بودند، در جاده يکطرفه قرار داد. همچنين برگزاری انتخابات در لبنان و بقدرت رسيدن نيروهای ملی و مخالف دخالتهای سوريه، اين کشور را وادار به تجديد نظر و اتخاذ سیاستهای جديد در قبال تحولات منطقه نمود. سیاستی که ضمن کاهش فشارهای داخلی، برآيند نيروهای منطقه ای و بين المللی را همچنان بسود خود نگهدارد. تعلل در مشخص نمودن اين خط مشی و احتمال برخی چرخشها در آن، موجب نگرانی جمهوری اسلامی ايران گرديد، بطوريکه رسانه های گروهی جمهوری اسلامی تلويحاً شروع به انتقاد از سیاستهای مقامهای سوری و سستی در قبال دفاع از «منافع جهان اسلام» نمودند. حتی برخی از نشريات، نشست سران حزب بعث در سوريه را با بزرگنمايی مورد انتقاد قرار دادند و رييس جمهور جوان اين کشور را متهم به «تخطی» از سیاستهای پدرش، حافظ اسد نمودند. امری که در نهايت رييس جمهور سوريه را وادار به سفر به ايران کرد تا از نگرانی و گله مندی جمهوری اسلامی بکاهد. از سوی ديگر با توجه به از دست رفتن متفق منطقه ای همچون لبنان، هماهنگی بيشتر با ايران در شرايط جديد و در قبال مسايل منطقه بويژه شرايط عراق، می توانست توازون منطقه ای را تا حدودی برای سوريه مجدداً برقرار نمايد. در سفر اخير بشار اسد نيز مقامات دو کشور تاکيد نمود که مسايل فراوانی از جمله مسئله عراق و تاثير سیاسی- امنيتی تحولات اين کشور بر کشورهای منطقه، مسئله حزب الله و ضرورت اتخاذ راهکارهايی برای زمينه سازی همکاری های دو جانبه با توجه به شرايط و اوضاع جديد، برای گفتگو و مذاکره وجود دارد. طبيعتاً سوريه با توجه به پيروزی اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوری که هدايت کنندگان اصلی سیاست کلان جمهوری اسلامی بويژه در مورد مناقشه اعراب و اسراييل می باشند، ضمن نشان دادن پايبندی خود به اصول روابط استراتژيک ميان دو نظام، سعی در هماهنگی مضاعف و جلب کمکهای بيشتر از جمهوری اسلامی در مورد مسايل اقتصادی و حزب الله دارد. هيات حاکمه جمهوری اسلامی نيز که اکنون تمام اهرمهای قدرت را در دستان خود متمرکز نموده و سعی در تحميل عقايد و نگرش ايدئولوژی خود به جهان با هر هزينه ای است، می کوشد با توجه به افزايش فشارهای بين المللی، از دو کشور سوريه و عراق بيش از پيش بهره گيرد. اما بايد توجه داشت که با «تک سو» شدن جهان، مخالفت با روند و پروسه های بين المللی و سیاست قدرتهای بزرگ، چالشهای جدی را در پی خواهد داشت که تاوان و بهاء آن می تواند سنگين باشد.
مرکز تحقيقات و مطالعات فرقه دموکرات آذربايجان (آدفام) ۲۲مرداد ٨٤
|