|
تاريخچه |
|
بعد از ورود قوای متفقين به ايران در سوم شهريور ماه سال ۱۳۲٠، ديکتاتوری رضاخان به پايان رسيد و در ايران آزادی نسبی بوجود آمد. تعداد زيادی حزب و نهادهای مطبوعاتی تشکيل گرديد. قوای متفقين در مناطق مختلف کشور استقرار يافتند. انگليسی ها در مناطق جنوبی و شوروی در مناطق شمالی مستقر شدند. در سال ۱۳۲۱ قوای آمريکا نيز وارد ايران شد و در مناطق مرکزی استقرار يافت. سالهای ۱۳۲٠ - ۱۳۲٤ سالهای پرهيجانی بود. تمامی ملتهای موجود در ايران در مبارزه برای رسيدن به آزادی و دموکراسی به سازمانهای چپی تازه تاسيس پيوستند. به موازات اين، نيروهای دست راستی نيز سازمان ها و تشکيلات های سياسی خود را بوجود آوردند. «حزب توده ايران» و بعدها « شورای اتحاديه کارگران» به کانون نيروهای چپی تبديل شدند. سازمان های سياسی که به رهبری سيد ضياالدين طباطبايی تشکيل شده بود، همچنين نهادهای مطبوعاتی آنان از جمله روزنامه «رعد» با متحد کردن جريانهای دست راستی، مبارزه شديد و گسترده را عليه نيروهای چپی آغاز کردند. نيرومندترين و عمومی ترين سازمان سياسی تاسيس شده در آن زمان حزب توده ايران بود. کارگران، دهقانان و روشنفکران عضو حزب توده ايران شدند. در راس رهبری اين حزب روشنفکران از جمله روشنفکران کمونيست که در زندانهای رضاخان حبس شده بودند، قرار داشتند. « کار برای همه»، « نان برای همه»، ه«بهداشت برای همه» و « تحصيل برای همه» از شعارهای اصلی اين حزب بود. حزب توده ايران بيش از پنجاه هزار نفر در آذربـايجـان عضـو داشـت٠ بيـن سـالهـای ۱۳۲٠ - ۱۳۲٤ مبـارزه شديـدی بيـن ايـن دو جنـاح سيـاسی (راستی ها و چپی ها) در جريان بود. نيروهای دست راستی متکی به استعمار انگليس و آمريکا بودند و نيروهای چپی نيز از امکانات معنوی و سياسی شوروی استفاده می کردند. آذربايجان مثل هميشه به سنگر آزادی تبديل شده بود. انگليسيها و آمريکايها نيروهای مرتجع که در راس آنها محمدرضا شاه قرار داشت را حمايت می کردند و شوروی هم خواستار موفقيت نيروهای آزاديخواه در مقابل آنها بود. شوروی در آرزوی دولتی دموکراتيک و دوست در سرحدات خود بود ولی عملی کردن اين آرزو کار آسانی نبود. در سال ۱۳۲٤ با تسليم بدون قيد و شرط آلمـان فاشيستی و بعـد از آن ژاپن جنـگ جهـانی دوم به پايان رسيـد. سـال ۱۳۲٤ سال سرنوشت سازی برای ايران بود. شش ماه بعد از پايان جنگ قوای متفقين بايد ايران را ترک می کردند. اوضاع کشور بحرانی بود، اصلاحات دموکراتيک انجام نشده بود، حاکميت بطور کامل در دست مرتجعين بود، در مجلس چهاردهم فقط هشت نماينده چپی (از حزب توده ايران) حضور داشت و اعتبارنامه پيشه وری پذيرفته نشده بود. در چنين اوضاعی، احتمال اقدامات راديکال بسيار زياد بود. پيشه وری که دارای تجربه سياسی و تشکيلاتی بود زمان و اوضاع را درک کرده بود. او درک کرده بود که برای حفظ و نگهداری آزادی و دموکـراسی در ايـران باز هم بايد از آذربايجـان شـروع کـرد. چنيـن هم شـد. پيشـه وری به تبريز رفت و با همرزمان خود ملاقات کرد و در نتيجه به تشکيل فرقه دموکرات آذربايجان نائل گرديد و بيانيه ۱۲ شهريور را به دو زبان (ترکی) آذربايجان و فارسی منتشر کرد. بعد از آن تشکيلات ايالتی حزب توده ايران در آذربايجان در خصوص ملحق شدن به فرقه دموکرات آذربايجان تصميم به اتخاذ قرار شد. در اين راستا کنفرانس مشورتی سازمانهای حزب توده ايران در شهريور ماه تشکيل گرديد. در اين کنفرانس ۱۵٠ نماينده حضور داشتند. در کنفرانس مزبور تنها دو نفر، اصپهانی و هاشمی مخالفت خود را با الحاق حزب توده به فرقه دموکرات اعلام داشتند. آنان بعد از اين مسئله آذربايجان را ترک و به تهران رفتند. بعد از الحاق تشکيلات ايالتی حزب توده در آذربايجان به فرقه دموکرات، مقدمات برپايی نخستين کنگره فرقه دموکرات فراهم شد. اين کنگره در سالن « شير و خورشيد» شهر تبريز در دهم مهر ماه ۱۳۲٤ تشکيل گرديد. در کنگره نمايندگان تمامی سازمانهای فرقه دموکرات حضور داشتند. در کنگره پيشه وری در خصوص اوضاع سياسی و اقتصادی کشور همچنين اهداف آتی فرقه دموکرات سخنرانی کرد. در همين کنگره مرامنامه و نظامنامه فرقه دموکرات تصويب شد. بدين ترتيب فرقه دموکرات آذربايجان به عنوان يک سازمان مستقل امکانات جديدی بدست آورد و در جهت کسب خودمختاری آذربايجان و رسمی شدن زبان مادری آذربايجانيان شرايط فراهم گرديد. روزنامه « آذربايجان» بعنوان ارگـان رسمی فرقه دموکرات منتشـر گـرديد و پـيشـه وری در نـخستيـن شمـاره آن، مقـالــه ای تحـت عنوان « فرقه ما آغاز بکار کرد» نوشت. فرقه دموکرات آذربايجان در اندک مدت تبديل به سازمانی همه گير و عمومی شد و بدين ترتيب شرايط برای تشکيل حکومت ملی آذربايجان فراهم گرديد. اين مسئله طبيعی بود. پيشه وری در آن زمان نوشت: ايران بر سر دو راهی است. يا ديکتاتوری و يا دموکراسی. راه سومی وجود ندارد٠ آذربايجان بعنوان مهد آزادی، عهده دار توسعه و گسترش دموکراسی به تمام ايران شد. فدائيان آذربايجان آخرين سنگرهای ارتجاع را در ۲۱ آذر در شهر تبريز درهم کوبيدند و قوای شاه بودن قيد و شرط تسليم گرديد. لازم بذکر است که در آستانه شروع جنبش ۲۱ آذر، در آذربايجان انتخابات برگزار شد و مجلس ملی آذربايجان تشکيل گرديد. در اين انتخابات همراه مردان، زنان نيز برای نخستين بار در تاريخ ايران از حق رای برخوردار شده، در آن شرکت کردند. مجلس ملی آغاز بکار کرد و علاوه بر تصويب برنامه حکومت ملی که از سوی پيشه وری ارايه شده بود، کابينه وزرای حکومت ملی را نيز پذيرفت. پيش از تشکيل مجلس ملی، کنگره مردمی به محمدرضا شاه و مجلس تهران بيانيه ای را فرستاد. در اين بيانيه اجرای حقوق قانونی مردم آذربايجان درخواست شده بود. حکومت ملی آذربايجان از آنجايی که تماميت ارضی ايران را برعهده گرفته بود در وهله نخست خواستار مذاکره با تهران شد. ولی تهران در مرحله اول در صدد داد و ستد با مسکو برآمد. بدين منظور قوام السلطنه به حکومت رسيد و پس از سه روز به مسکو رفت. بعد از مذاکره با مقامات شوروی قرارداد سادچيکف - قوام به امضا رسيد. براساس اين قرارداد شوروی نيروهای خود را از ايران خارج می کرد، در عين حال اشتراک شوروی در اکتشاف و استخراج نفت شمال تامين می شد. همچنين مسئله آذربايجان بعنوان مسئله داخلی ايران بصورت مسالمت آميز می بايست حل می گرديد. بعد از معامله تهران با مسکو در ارديبهشت ماه ۱۳۲٤ بين تهران و تبريز مذاکراتی آغاز شد. بدين منظور پيشه وری به تهران سفر کرد، ولی مذاکرات در مرحله نخست بدون دستيابی به نتايج مثبت به پايان رسيد. بعد از آن مذاکرات در سطح پايين تری ادامه يافت. در بيست و سوم خرداد ماه ۱۳۲۵ قراردادی شامل ۱۵ ماده در تبريز بين مظفر فيروز از طرف حکومت تهران و پيشه وری از طرف حکومت ملی آذربايجان به امضا رسيد. بر اساس اين قرارداد، ضمن حفظ خودمختاری آذربايجان، شکل حکومت آن تغيير می کرد. بجای مجلس ملی، انجمن ايالتی و بجای حکومت ملی، استانداری تشکيل می گرديد. عليرغم اين قرارداد حکومت ملی آذربايجان تا ۲۱ آذر ۱۳۲۵ به فعاليت خود ادامه داد. در مدت يکسال حکومت ملی، زبان آذربايجان زبان رسمی حکومت شد، دانشگاه ملی، تئاتر و فلارمونيای ملی تاسيس گرديد. همچنين راديو ملی آغاز بکار کرد و در تمامی ادارات دولتی زبان (ترکی) آذربايجان زبان رسمی اداری در ثبت و نوشتار گرديد. از کلاس اول ابتدايی تا دانشگاه زبان رسمی زبان آذربايجان بود و تا کلاس چهارم ابتدايی کتب درسی به زبان مادری چاپ شد. در خصوص توسعه و رشد صنايع ملی اقدامات جدی صورت گرفت. کارخانه بافندگی « ظفر» آغاز بکار کرد، زمينهای خالصه همچنين زمينهای مالکانی که از آذربايجان فرار کرده بودند بين دهقانان و زارعين بطور رايگان تقسيم گرديد. در آذربايجان مدارس جديد تاسيس شد و برای دهقانان « اکابر» تشکيل گرديد. در چنين اوضاع و زمانی انگليس و آمريکا در حال طرح نقشه تجاوز نظامی و سياسی به آذربايجان را می کشيدند. دولت قوام از تعهدات خود در قبال حل و فصل مسالمت آميز مسئله آذربايجان شانه خالی کرد و به بهانه نظارت بر انتخابات از آستارا، زنجان و کردستان بسوی آذربايجان قوای نظامی اعزام شد. فدائيان آذربايجان برای جلوگيری از برادر کشی دست از مقاومت برداشتند و بدين ترتيب آذربايجان مجددا تحت ظلم و سلطه مرتجعين قرار گرفت. بيش از ۳٠ هزار تن از ميهن پرستان آذربايجان بطور فجيعی بقتل رسيدند و هزاران خانواده به خوزستان، لرستان و جزيره خارک و ديگر مناطق تبعيد شدند. دوره جديد مهاجرت آغاز گرديد و تعدادی از رهبران فرقه دموکرات که در راس آنها پيشه وری قرار داشت بهمراه تعدادی از افسران حکومت ملی به شوروی مهاجرت کردند. در دوران مهاجرت، فرقه دموکرات آذربايجان متناسب با اين دوران فعاليت خود را ادامه داد٠ فرقه دموکرات آذربايجان امروز نيز فعال است و به فعاليتهای سياسی خود ادامه می دهد. اين فعاليت، مبارزه در جهت کسب خودمختاری برای آذربايجان در چارچوب قوانين بين المللی و ايران است. متناسب با شرايط کنونی ايجاد يک دولت دموکراتيک در ايران و تشکيل ايران فدرال از اهداف اصلی فرقه دموکرات آذربايجان می باشد٠
|