اعلامیه فرقه دموکرات آذربایجان

بمناسبت صدمین سالگرد انقلاب مشروطیت ایران

هم میهنان گرامی!

14 مرداد سال روز انقلاب مشروطیت می باشد. صد سال پیش پدران ما در چنین روزی پادشاه مستبد قاجار را مجبور نمودند تا فرمان مشروطیت را صادر کند. ایران آن دوران در منطقه یگانه کشوری بود که پادشاه مستبد مجبور شد درمقابل مردم انقلابی زانو بزند و اراده آنها را به اجرا در آورد.

در آن سالها در شرق اروپا یعنی در روسیه تزاری نیز انقلاب بوقوع پیوست. اما این انقلاب در روسیه با شکست مواجه شد، و انقلابیون ایران توانستند مدل اروپائی ساختار حکومت را در کشور پیاده کنند. قانون اساسی برگرفته از کشور پادشاهی بلژیک تدوین و در مجلس مؤسسان مورد تصویب قرار گرفت. قوای سه گانه دولت ازهم مجزا شدند، مقرر گردید که پادشاه سلطنت کند، مجلس و دولت مملکت را اداره نمایند. قوه قضائیه پاسداری قوانین مصوبه مجلس را به عهده بگیرد.

قدرت مردم ایران طبقه حاکمه ایران را چنان به وحشت انداخت که نتوانست جرات کند تا دستبردی به قانون اساسی بزند. صد سال است قوای سه گانه دولت در ایران موجود است و همه حکومتهای صد ساله اخير کشور بر خلاف میل باطنیشان قادرنبوده و نیستند که بدوران ماقبل انقلاب مشروطیت برگردند و حکومت مطلقه را احیا کنند.

رضا شاه در دوران حکومتش با استفاده از قدرت، نمایندگان فرمایشی را به مجلس گسیل می داشت، اما از الغای مجلس خوداری می نمود. بعد از سرنگونی حکومت رضاخان پسرش محمد رضا شاه خواست راه پدر را در پیش بگیرد و البته در این تصمیم از کمک همه جانبه آمریکا بهره جست، اما او نیز نتوانست در این راه موفق شود. حکومت ٣٧ ساله محمدرضا شاه هم با فراز و نشیبهای خطرناکی رو در رو شد. در سال ١٣٥٧ وی با نیروی قهری مردم انقلابی ایران نه تنها از حکومت برکنار گردید، بلکه بساط سلطنت مطلقه ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهی برچیده شد. حکومت انقلابی سرکار آمد. در رأس این حکومت جدید روحانیون بر مسند قدرت نشستند. در کشور جمهوری اسلامی برقرار گردید. لیکن رهبران جمهوری اسلامی نیز سیستم ساختار قبلی ایران را دست نخورده نگه داشتند و نگذاشتند که حکومت مردم سالاری نهادینه شود.

 هم وطنان عزیز! 28 سال از انقلاب مردمی ايران می گذرد. در این سالهای سرنوشت ساز نبرد میان آزادیخواهان و محافظه کاران با شدت تمام در همه ابعاد جامعه، از پایین تا بالا ادامه دارد. در دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی این مبارزه شکل قانونی به خود گرفت. صاحبان قلم توانستند ایده آزادی را بصورت آشکار بگوش جهانیان برسانند و مردم را برای نهادینه کردن آزادیهای دموکراتیک فرا بخوانند. دانشجویان و اقشار مترقی جامعه از این فرصت بدست آمده استفاده کرده و توانستند برای مدتی، گر چه کوتاه جلوی سیستم سرکوب همگانی را بگیرند. در این مدت کوتاه بود که به قتلهای زنجیره ای پایان داده شد و عاملین این قتلها به مجازات رسیدند. در پایان دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی محافظه کاران حکومت را یکدست در اختیار خود گرفته و آزادیهای کم و بیش دموکراتیک را محدودتر کردند. اما آنها نیز نتوانستند سیستم اداره کشور را به سالهای گذشته برگردانند، چرا که مردم ایران آگاه است و مستبدان جرات نمی کنند دست به کشتار جمعی بزنند و مردم را به سکوت مطلق وادار نمایند. از این فرصت طلائی است که فرزندان ستارخان، خیابانی و پیشه وری دوباره پرچم آزادی را بدست گرفته و نشان دادند که مردم آذربایجان زنده است و در رأس مبارزه آزادیبخش همه خلقهای ایران قرار دارد.

 

فرقه دموکرات آذربايجان

١/٥/١٣٨٥