حجب و حیا یک خصیصه عالی انسانی است که بلرها ندارند

 

اظهارات تهدیدآمیز تونی بلر بر علیه ایران در آخرین سفر خود به قتلگاه عراق و پیشتر از آن، برگزاری کنفرانس شرم الشیخ، یادآور حکایت «شراکت شیطان و دهقان» است:

یک روزصبح، شیطان طبق معمول همه روز، نقشه جهان را روی میز کارش گذاشته و در پی تدبیر تازه ای بود که، خبرچینان و کارگزارانش وارد شدند. پس از سلام و احوالپرسی، از طرح تازه اش پرسیدند. گفت: هنوزدارم  فکر می کنم. گفتند: وقت تلف نکن، ما خبر تازه ای داریم. در فلان منطقه، در سرزمینی حاصلخیز، دهقانی مشغول کار است. بلند شو، برو دنبال این کار که سود سرشاری خواهد داشت.

شیطان به آنجا، به نزد دهقان رفت، سلامی کرد و علیکی شنید. هدف دهقان را جویا شد. جواب این بود: دارم زمینم را شخم می زنم تا گندم بکارم. شیطان پیشنهاد شراکت داد. مرد دهقان پذیرفت. شروط شراکت مشخص و بر آن توافق کردند: زمین و بذربه پای دهقان، کاشت وآبیاری  به عهده شیطان، محصول روی خاک ازآن دهقان و آنچه از دل  خاک بدست آید، سهم شیطان خواهد بود. چون گاه برداشت رسید، شیطان فهمیدکه؛ کلاه برسرش رفته است، خبرچینان و کارگزارانش را جمع کرد و برای گرفتن گندم به منزل دهقان رفت. چون هیچ یک از طرفین از توافق تخلف نکرده بودند، صحبتها بی نتیجه بود. دهقان فقط ، برسر شراکت سال آینده موافقت کرد با این شرط که، سال دیگر، پیاز بکارند و حاصل روی خاک از آن شیطان و آنچه از زیر خاک بدست آید، سهم دهقان باشد. چنین هم کردند. هنگام برداشت، باز شیطان خود را باخته دید و چون صحبت با دهقان و ادامه شراکت را بی فایده دید، برای جبران خسارت، به هر کس و ناکسی متوسل می شد تا شاید کسی این کلاه گشاد را از سرش دربیاورد. در این کار دهقان و همه، از جمله خبرچینان و کارگزارانش را نیز مقصر می شناخت. از همه طلب حق السهم می کرد...

آمریکا و انگلیس به رهبری دو رهبر به غایت «عاقـل» خود، به هوای مواد مخدر وارد افغانستان و به بوی نفت وارد عراق شدند. ویران کردند، کشتند و کشتند. با این همه، چونمردم این کشورها (دهقان) همه رشته هایشان را پنبه کرد، اینک شیاطین، بدون شرم و حیا، برای توجیه شکست خفت بار خویش، همه را مقصر می شمارند، همه را تهدید می کـنند و از همه سهمیه شکست می خواهند.

آمریکا و انگلیس اشغالگر، بعد از اینهمه کشتار و ویرانی، با هدف تقسیم شکست وزیان، کنفرانس شرم آور شرم الشیخ را برگزار کرده و از کشورهای دیگر تقاضای بخشش بدهی ها و تخصیص بودجه برای «بازسازی» عراق را کردند. منطق جالبی است: ما می کشیم، ما ویران  می کنیم، شما ببخشید، شما «بازسازی» کـنید!

علاوه بر ویرانیها، میلیونها کشته، زخمی و رانده شده از آب و خاک خویش تنها در دو کشور افغانستان و عراق، حاصل جهان گشائی دو دیوانه بی مجازات مانده ای است که هنوز به رجز خوان مالیخولیائی خویش ادامه می دهند، چرا که بعد از اینهمه قـتـل، کشتار و ویرانی که به بار آورده اند، هیچ ارگانی در پی مجازات قاتلین نیست و هیچ ارگانی نیست که آنها را جنایت کاران جنگی و جنایتکاران ضد بشری بشناسد.

وقتی که می گوئیم دیوانه، بی دلیل نیست. زیرا اگر اینان عاقل بودند، اول «زاده های» خود در عراق و افغانستان را بزرگ می کردند و بعد به دیگران می پرداختند.

ا. م. شیزلی٢١⁄۵⁄٢٠٠٧