هجوم مجدد براى تحريف تاريخ زحمتكشان ايران

 

از طرف سرمايه دارى جهانى و داخلى

 

30 سال از آن روز كه مردمان زحمتكش و تحت ستم كشورعزيز - كثير الملله - مشتركمان ايران براى :

1-   استقلال

2-   آزادى

3-   جمهورى خلقى - مترقى - پيشرفته - دمكراتيك

 به خيابانها ريخته، اعتصاب و تظاهرات كرده، شعارهاى :

1- مرگ بر شاه

2- مرگ بر استعمار جهانى

3- مرگ بر استبداد داخلى و ...،

را سر داده، فرياد زده، خواسته ها و آرزوهاى خود را با خون خود بر در و ديوار شهرها و دهاتهاى مختلف ايران نوشته و به گوش ايرانيان و جهانيان رساندند كه :

1-   ايران " جزيرۀ ثبات و آرامش " نيست

2-   در ايران آزادى بيان وانديشه نيست

3-   ثروت در ايران بصورت عادلانه در بين آفريدگان حقيقى و واقعى خود، يعنى كارگران – دهقانان كسبۀ شهر و ده و ...، تقسيم نمى شود

4-   در ايران آزادى احزاب و سازمانهاى سياسى وجود ندارد

5-   در ايران زنان از حقوق مساوى با مردان بهره مند نيستند

6-   در ايران هر كس دهان خود را باز مى كند شكنجه و اعدام مى شود

7-   ايرانيان شاه نمى خواهند - ايرانيان سلطنت نمى خواهند

8-   ايران كشورى كثير الملله است و تنها راه نجات از ديكتاتورى و استبداد بوجود آمدن يك حكومت دمكراتيك كه حقوق خلقهاى مختلف ساكن ايران " خودمختارى - فدراليسم " را به رسميت بشناسد، مى باشد

مى گذرد. 30 سال از آن روزها مى گذرد و ما هنوز نیز " اندر خم " يك كوچه هستيم.

كوچه ایى یک طرفه و بن بست، و هنوز كه هنوز است پس از گذشت 30 سال كه ایران بهترين فرزندان خود را، انسانهايى وطن دوست - فداكار - جان بركف - استاد - پروفسور - دكتر – مهندس – كارگر – دهقان – دانشجو و...، براى :

1-   استقلال

2-   آزادى

3-   استقرار يك جمهورى دمكراتيك خلقى – مردمى – مترقى – پيشرفته 

از دست داده است، هنوز نيز بايد شاهد این روند بوده، و ما بايد هنوز ناظر اين صحنه ها باشيم كه هر روزه دها نفر از بهترين فرزندان خلقهاى ساكن ايران جان خود را از دست بدهند تا درخت آزادى و استقلال واقعى ايران آبيارى شده، رشد كرده، به آن حد برسد كه اكثريت قريب به اتفاق ايرانيان بتوانند آزاد و" انسان وار" و بدون دغدغه و ترس و لرز زندگى بكنند.

اين يك " فاجعه " است.

فاجعه ايى كه تبديل به يك عادت شده است و ما روزانه شاهد آْن هستيم و از كنار آن مى گذريم.

اين يك فاجعه است و اين فاجعه بايد خاتمه يابد.

در همين راستا، مبارزات و جنبشهاى امروز مردمان زحمتكش و تحت ستم كشور كثير الملله و عزيزمان ايران، جنبشهايى كه به نام هاى :

1-   حركات ملى دمكراتيك آذربايجان – مبارزات خواهران و برادران خلق كرد - عرب ...

2-   مبارزات كارگران زحمتكش شركت واحد تهران و حومه

3-   مبارزات كارگران زحمتكش كارخانۀ نيشكر هفت تپه

4-   مبارزات كارگران زحمتكش كارخانۀ لوله سازى اهواز

5-   مبارزات شير زنان دلير ايران با نام " كمپين يك ميليون امضاء "

6-   مبارزات دانشجويان دلير و فداكار كشور عزيزمان ايران

7-   هنرمندان و نويسندگان و ...

8-   روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان و ...

معروف گشته و روز به روز وسعت بيشترى نيز پيدا مى كند، مى رود تا به يك جنبش عظيم سراسرى - مردمى تبديل شده، و شايد اين بار بتواند بناى ظلم و ستم و فقر و فلاكت و بدبختى را براندازد.

البته تا روز " يك صدايى " و " منسجم شدن " راه درازى در پيش است، امّا آنچه كه امروز مسلم است همۀ جنبشهاى مذكور داراى ماهيتى مردمى - مترقى - آزادى خواه - عدالت اجتماعى خواه – دمكراتيك و صد در صد ايرانى بوده، بايد بهم نزديك و نزديك تر شده، در نهايت براى بدست آوردن :

1-   آزادى

2-   عدالت اجتماعى

3-   تقسيم عادلانۀ ثروت ايران بين تمام زحمتكشان ايران

4-   برابر حقوقى زنان با مردان     

5-   حق تعيين سرنوشت بدست خود براى خلقهاى ساكن ايران با حفظ استقلال و تماميت ارضى ايران، با ايجاد سيستم  فدراليسم 

6-   تحصيل به زبان مادرى تا عاليترين درجات تحصيلى و علمى براى خلقهاى غير فارس زبان ايران

7-   آزادى فكر - انديشه - بيان

8-   آزادى احزاب و سازمان و سنديكا و ...  

بعنوان ادامه و رشد تاريخى مبارزات حق طلبانۀ زحمتكشان ايران، مبارزاتى كه در صفحات تاريخ ايران ( تاريخ زحمتكشان ايران، نه تاريخ حاكمان ايران ) به نام جنبشهاى... مزدك - بابك - ستارخان و باقرخان - پسيان - لاهوتى - جنگل - حيدرعمواوغلى - خيابانى - پيشه ورى كبير ( لنين ايران ) - انقلاب ضدامپرياليستى - ضد سلطنتى - دمكراتيك بهمن 57 مردمى ايران، راه نهايى خود را پيدا كرده، به پيش رود، نگذارد كه دشمنان ايرانى و خارجى اين جنبشها ( چه در داخل ايران چه در خارج از ايران ) از رشد و وسعت اين جنبشها و تبديل شدن آن به يك جنبش عظيم سراسرى و خانمان برانداز جلوگيرى كند.

دشمنان به هراس افتاده اند و براى جلوگيرى از رشد و پيشرفت اين جنبشها بيكار ننشسته، روز به روز بر فشار و تضييق و بازداشت و شكنجه و اعدام و ... برعليه مبارزين و پيش قراولان اين جنبشها افزوده اند و با ترفندهايى در ظاهر جديد اما قديمى از قبيل :

1-   با نوشتن كتاب!!! مقاله!!! رساله!!! و ... هاى گوناگون و مختلف در بارۀ جنبش مردمى - دمكراتيك - ضد استبدادى و ... خلق آذربايجان جنبش معروف به " 21 آذر " به رهبرى و سازماندهى فرقۀ پرافتخار دمكرات آذربايجان ايران و رهبر آن پيشه ورى كبير ( لنين ايران )

 

2-   با تحريف كردن ماهيت مبارزاتى - ائدولوژيكى و ... پيشه ورى كبير ( لنين ايران ) توسط يك محقق و پژوهشگر!!! به نام جميل حسنلى ( كه خود محصول ناخلف اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى مى باشد ) و گويا به اسنادى!!! در آرشيوهاى مسكو و جاهاى ديگر شوروى سابق دست يافته است و بعد از 65 سال طبق اين اسناد!!! به اين نتيجه رسيده است كه بلشويك بزرگ - پيشه ورى كبير ( لنين ايران ) يك " كمونيست " نبوده است و هيچ ( ترسى!!! ) نيز نبايد از پيشه ورى كبير ( بخوان از كمونيسم ) داشت

 

3-   با ساختن فيلمهاى!!! مستند!!! تاريخى!!! از قبيل [ سرزمين گمشده؟! ] توسط عوامل و مزدوران خود وحيد موساييان و ...، و با شركت ( افتخارى!!! ) سرسپردگان سرمايه دارى جهانى و داخلى جهانشاهلو افشار [ خان زادۀ مغرور ] – خسرو امير خسروى ( بابك !!!) و ...، و پخش اين فيلمها توسط سفارت خانه هاى جمهورى اسلامى و عوامل و ماموران ريز و درشت و وابستۀ ( چپ!!! و دمكرات!!! و ليبرال!!! ) خود در كشورهاى سوئد و...،

 

4-   تهمت ( تجزيه طلبى و وابسته به بيگانگان ) زدن به " حركات ملى دمكراتيك آذربايجان " و با وارد كردن و دامن زدن به مسائل و بحثهايى كه امروزه جايشان در اين جنبش ( حركات ملى دمكراتيك آذربايجان ) نيست به درون اين جنبشها توسط افراد و عوامل خود و به دام انداختن عدۀ معدودى از " مبارزين راستين و صادق " كه جايشان در اين جنبش است امّا به دام اين تبليغات و توطئه ها و شانتاژها مى افتند

5- با تحريف و با دروغ نوشتن در بارۀ تاريخ مبارزات زحمتكشان ايران - تاريخ جنبش مشروطۀ ايران و ...، توسط افرادى از قبيل آجودانى - ميرفطروس و ... و ( قهرمان مشروطه!!! ) خواندن رضا شاه ديكتاتور كه البته معلوم نيست اگر رضا پهلوى ديكتاتور و قلدر [ قهرمان مشروطه!!! ] بوده است، پس قهرمانان ملى ايران – قهرمانان انقلاب مشروطه، مبارزين فداكار و فرزندان دلير خلق آذربايجان " ستار خان قره داغى - سردار ملى " و " باقر خان - سالار ملى " كه تا به امروز به عنوان " قهرمانان جنبش مشروطه " مورد قبول همۀ اكثريت قريب به اتفاق مردمان ايران بوده اند، و در تاريخ مبارزاتى خلقهاى ايران به ثبت رسيده اند، چه كسانى بوده اند؟؟؟ و اين دانشمندان و محققين!!! چه لقبى را به اين قهرمانان واقعى عطاء مى فرمايند؟! ( گفتگوى مسعود لقمان با م.آجودانى در سايت اينترنتى روزنامك نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهرماه 1387 )

6- با نوشتن كتابهاى مختلف در بارۀ حزب پر افتخار تودۀ ايران و سازمانهاى سياسى خلقى و مردمى ايران با هدف تخريب اين حزب و سازمانهاى مردمى و مترقى

سعى در جلوگيرى از رشد روز افزون اين جنبشها دارند كه مبارزين و پيشقراولان و رهبران اين جنبشها بايد از تجارب گذشته استفاده كرده، به  تفرقه - دشمنى - سوءظن – امكان ندهند.

 

20/1/1388

ن. قره باغلى