افغانستان جنگ زده

27 فوريه خبرگزاريهای بين المللی اين خبر را با آب و تاب پخش کردند که فرد انتحاری ماشين پر از مواد منفجره را در جلوی در ورودی پايگاه هوايی بقرام منفجر نمود و در نتيجه دو نفر کشته و در حدود 20 نفر زخمی گرديد. هنگام انفجار ديک چنی معاون رياست جمهوری آمريکا در اين پايگاه با سربازان آمريکايی ديدار می کرد. حمله انتحاری به خاطر حضور ديک چنی در پايگاه بقرام انجام گرفت. به نظر آگاهان امور در افغنستان اين انفجار اقدامی است عليه آمريکا. در اين انفجار به ديک چنی خسارتی وارد نشد او بلافاصله به کابل رفت و با رييس جمهور افغانستان ملاقات نمود. سفر ديک چنی به افغانستان بعد از ديدار او از استراليا انجام گرفت. او در استراليا در باره ايران اظهارات تند و تيزی ايراد کرد و در ضمن تاکيد نمود که در صورت امتناع ايران از غنی سازی اورانيوم آمريکا راههای متعددی از جمله راه عمليات نظامی را عليه ايران در پيش خواهد گرفت. حوادثی که پيرامون حضور ديک چنی در افغانستان رخ داد بيانگر اين واقعيت است که افغانها در مقابل هيچ دولتی آرام نخواهد نشست اگر به افغانستان تجاوز کند.

افغانستان اولين بار بعد از مرگ نادرشاه در اواسط قرن 19 استقلال خود را اعلام نمود. اما استقلال افغانستان طولی نکشيد و بريتانيا بعد از اشغال هندوستان افغانستان را نيز به آن ضميمه نمود. ولی افغانی ها در برابر استعمارگران آرام ننشستند و جنگ ميان افغانی ها و سربازان استعمارگر بريتانيا سالها طول کشيد و در نهايت افغانستان استقلال خود را باز يافت و دولت جديدالتاسيس شوروی با آن قرارداد مودت و همکاری امضاء نمود. آرامش نسبی در افغانستان تقريبا 50 سال طول کشيد و اين آرامش با کودتای نظامی ژنرال داودخان در کابل به هم خورد و جنگ داخلی در افغانستان آغاز گرديد. اين جنگ از آنجا شروع شد که افسران جوان ارتش افغانستان با يک عمليات کودتايی دواودخان را کشتند و رهبران حزب خلق افغانستان را از زندان آزاد نمودند. در افغانستان يک حکومت دموکراتيک سر کار آمد. اما همسايگان افغانستان موجوديت حکومت جديد را به اصطلاح خطر رخنه کمونيزم به منطقه ارزيابی نمودند و عليه دولت جديد تبليغات گسترده ای براه انداختند. ايران و پاکستان و چين مخالفين دولت جديد را مورد حمايت قرار دادند و آنها را با اسلحه و پول تجهيز نمودند و بدين طريق جنگهای پارتيزانی در افغانستان براه افتاد. تعميق جنگ داخلی در افغانستان رهبران شوروی را وادار نمود به افغانستان نيرو اعزام کند و اعزام نيرو نيز بنابه درخواست دولت جديد التاسيس محمدترکی انجام گرفت. اما نه دولت جديد و نه نيروهای شوروی نتوانستند جلوی جنگ داخلی را بگيرند و در افغانستان آرامش و اشتی ملی بوجود بياورند. در اين سالها گورباچف سر کار آمد و طولی نکشيد که ارتش شوروی از افغانستان خارج شد. دو سال بعد ازخروج ارتش شوروی مجاهدين مسلح فشار نظامی را عليه دولت نجيب اله تشديد کردند و او را از کار برکنار نمودند و حکومتی تشکيل دادند که در آن نماينده دهها گروه مسلح شرکت می کردند و حکومت جديد مجاهدين نيز نتوانستند آرامش را به افغانستان باز گردانند. کشکمش و تصادمات مسلحانه ميان گروههای مختلف دولت مجاهدين را به آن حد تضعيف نمودند که پاکستان ناراضی از اين وضع طلاب مدارس مذهبی در پشتونستان در پاکستان را مسلح نمود و با حمايت ارتش پاکستان نيروی مسلحی تحت نام طالبان به افغانستان حمله برد و در عرض يک سال سرتاسر افغانستان را به استثناء مناطق شمالی در سرحدات تاجيکستان را اشغال نمودند. حکومت طالبان قوانين اسلام را در افغانستان اجرا نمودند. اما تير حاميان آمريکائی دولت طالبان مبنی بر استقرار ثبات در منطقه به واقعيت مبدل نشد و انتقال نفت و گاز آسيای ميانه از طريق افغانستان به اقيانوس هند به سنگ خورد.

بدين طريق حکومت طالبان اعتبار خود را در برابر آمريکا و همچنين در برابر همسايگان افغانستان از دست داد. حادثه 11 سپتامبر 2001 در نيويورک بهانه ای شد برای تسويه حساب آمريکا با حکومت طالبان. از آن تاريخ طالبان از صحنه سياست افغانستان ترد شده اما بقايای طالبان در جنوب کشور پايگاههايی برای خود ايجاد نمودند. اکنون ناتو بيش از 30 هزار سرباز مجهز با وسايل مدرن نظامی در افغانستان حضور دارند. نيروهای نظامی ناتو مانند ارتش شوروی در افغانستان در معرض تهاجمات مسلحانه طالبان قرار می گيرند.

آمريکا با دست خود در افغانستان چاه عميقی عليه دولت دموکراتيک افغانستان کند و شوروی به خاطر نيافتادن به اين چاه پای خود را کنار کشيد. اکنون خود آمريکاست که به اين چاه عميق افتاده است. بدين سبب نيروهای ناتو از جمله نيروهای بريتانيا در افغانستان رو به افزايش است اما هيچ يک از اين اقدامات نظامی جلوی تهاجمات طالبان را نمی تواند بگيرد. افغانستان عقب مانده، افغانستان ملوک الطوايفی، افغانستان 90% بيسواد و افغانستان فقير بيش از 30 سال است در شعله جنگ می سوزد و حاضر نيست با دشمنان خارجی بسازد. شايد زمانی در افغانستان صلح و امنيت برقرار خواهد شد که خارجيان مردم افغانستان را به حال خود رها کنند و از افغانستان بيرون بروند، آنوقت شايد رهبری پيدا بشود که مورد حمايت همه اقوام و قبايل افغانستان قرار بگيرد و آنها را دور و بر خود جمع کند و صدای گلوله ها و انفجارهای مواد منفجره خاموش شود.

اميرعلی لاهرودی. 28/02/2007