مبارزه مسلحانه یا تروریزم
بعد از شکست شاه اسمعیل صفوی در چالدران کردستان به دو منطقه ایرانی و عثمانی تقسیم شد. با شکست دولت عثمانی در جنگ جهانی اول قسمتی از کردستان ترکیه به دولتهای جدید التأسیس عراق و سوریه ضمیمه شد.
بدین طریق سر نوشت کردها با ملل پنج کشور ترکیه، ایران، عراق و سوریه گره خورد.
قرن 20 قرن آگاهی ملتها و رشد فرهنگها در آسیا و آفریکا بود. سیستم استعمای در اواسط قرن 20 در این دو قاره فرو پاشید. دهها کشور به استقلال ملی دست یافتند. کشورهای کثیرالملله در خاور میانه از این روند طبیعی کنار ماند ترکیه یکی از این کشورها است که در اراضی آن بیش از 10 میلیون کرد سکونت دارد و قریب به 20 سال است. با دولت ترکیه برای احقاق حقوق ملی خود مبارزه می کند. در این مبارزه مسلحانه 30 هزار سرباز ترک کشته شده از آمار تلفات کردها اطلاعی در دست نیست. اوجالان رهبر کردهای ترکیه دستگیر شد و به جس ابد محکوم گردید. مدتی در مبارزه مسلحانه و قفه ایجاد شد اما در این اواخر تصادمات مسلحانه بین کردها و نیروهای مسلح ترکیه ازنو آغاز گردید در این در گیری 20 نفر سرباز ترک کشته شد، ژنرالهای ترکیه از دولت اجازه خواستند برای سرکوبی شورشیان به پایگاه نظامی آنان در شمال عراق حمله کنند. هدف انتقال عملیات نظامی به اراضی شمال عراق با اعتراضات شدید مسئولین حکومت خود مختار کردستان عراق روبرو شد. نماینده وزارت امور خارجه آمریکا نیز از طرفین خواست مناقشه میان کردها و دولت ترکیه از طریق ماست مسالمت آمیز حل شود. این خواست.
باین معنی است که مناقشه میان کردهای ترکیه و دولت ترکیه منجمد شود. آتش زیر به خاکستر بماند. با وزیدن باد از نومشتعل شود.
مشکل حل مسئله از اینجا پیش می آید که طرفین مناقشه هر یک موضعع حق به جانب میگیرند.
کردها با در نظر گرفتن اوضاع متشنج در منطقه و با استفاده از موقعیت مناسب در کردستان عراق عملیات نظامی را تشدید نمودند بدون اینکه در پشت جبهه خطری احساس کنند. در چنین شرایط دولت ترکیه از خود انعطاف نشان نمی دهد. علیرغم فشار اتحادیه اروپا از مذاکره با کردها سرباز می زند و با توسل به نیروی نظامی میکوشد مناقشه را یکطرفه حل نماید.
هئیت حاکمه دولت های کثیرالملله منطقه تاکنون زیر بار شناسائی حق طبعیی، انسانی ملت های غیر تاریخی نمی روند. کردها در ترکیه، ترکها در ایران حق تدریس بزبان مادری و فرهنگ ملی خود را ندارند موجودیت و وبقا ملت بازبان و فرهنگ ارتباط نا گسستنی دارد. یکی از سیاست مداران روسی در این مورد می نویسد! « ملت زنده است زمانی که زبان و فرهنگ او زنده باشد. از دست دادن زبان و فرهنگ به معنی مرگ ملت است. ملتی که خصوصیات ویژه خود را از دست می دهد با خطری روبرو میشود که ارزش استعماری جای ارزش ملی را میگیرد و به برده معنوی تبدیل میگیرد» .
این نوشته با این بیان پایان می یابد .
امیرعلی لاهرودی
17/4/ 2007