ترور بیداد می کند
نخستین تیر ترور در 11 سپتامبر 2001 به قلب امپریالیزم جهانی در نیویوک شلیک شد آمریکا در مقابل این عملیات تروریستی واکنش شدید نشان داد، افغانستان و عراق را مورد حمله گسترده قرار داد اما تاکنون نتوانسته به ترور پایان بدهد.
خاور میانه دهها سالست به مرکز ترور تبدیل شده است. جنگ میان اسرائیل و اعراب سالها است هزاران انسان بی گناه را نا بود می کند. در افغانستان و عراق تروربابی رحمانه ترین شکل گسترش می یابد و جان ده ها و صدها انسان را قربانی میگیرد. اما کن مقدس و مجلس قانون گزاری از اماج عملیات تروریستی در امان نیست. تروریزم در الجزایر نیز بعد از چند سال « آرامش نسبی» از نوسر بلند کرد و ده ها قربانی بجای گذاشت.
شایان دقت است که بیشترین عملیات تروریستی در کشورهای نفت خیز، کشورهائی که در حیطه منافع آمریکا قرار دارند، رخ میدهد.
تروریزم قدرتمند ترین کشور جهان را به زانو در آورده، هئیت حاکمه آمریکا را در بن بست عجیبی قرار داده است. کنگره آمریکا برای بیرون آمدن از این بن بست قانونی را تصویب نمود که به موجب آن دولت جورج بوش موظف است تا سال 2008 ارتش آمریکا را از عراق خارج نماید. گرچه بوش با استفاده از حقوق قانونی خود از اجرای آن سرباز می زند. علاوه بر این اعزام 20 هزار سرباز تازه نفس به عراق را تدارک می بیند. اما عدم موفقیت رز می آمریکا در عراق شکست بزرگ بعد از ویتنام است.
شکست در جنگ استعماری شکستی است قانونمند.آمریکا در ویتنام شکست خورد برای اینکه اتحاد شوروی قدرتمند ترین دولت جهان و پر جمعیت ترین کشور جهان یعنی چین توده ای پشت سر مردم ویتنام ایستاده بودند. آمریکا در ویتنام شکست خورد برای اینکه مردم جهان از جمله اکثریت مردم آمریکا از ویتنام حمایت می نمودند.
در جهان پست شوروی افکار عامه جهان به قدرتمند ترین و مؤثر ترین نیروئی مبدل شده است که هیچ قدرت بزرگ بویژه آمریکا قادر نیست آنرا نا دیده بگیرد. در عین حال قربانیان جنگ استعماری با تمام قوا علیه دولت استعماری می جنگند و چنان می جنکند که سربازان مز دور استعماری فرصت پیدا نمی کنند آنی نفس راحت بکشند.
گرچه ترور و تروریزم در افغانستان و عراق شکل فرقه ای و درگیری مذهبی به خود گرفته است اما این جنگ در هر دو کشور متعصب اسلامی از لحاظ ما هوی جنبه ضد استعماری و ضد امپریالیستی دارد. بدین سبب جنگی است عادلانه از یک طرف قربانیان این جنگ از آنجا ایکه نا بودی هزاران انسان بی گناه و به ویرانی شهرها و آبادی ها منجرمی گردد از طرف دیگر تاسف آور است. تأسف آور است. از اینکه این جنگ فاقد رهبری واحد و فاقد برنامه واحد است. هیچ جنگ خواه جنگ سر دو خواه جنگ گرم بدون رهبری واحد و برنامه مترقی است از لحاظ استراتژی محکوم به شکست است.
با پیدایش مالکیت خصوصی بر وسایط تولید انسانها به دو قطب فقر و ثروت تقسیم شدند و مبارزه میان دو قطب اشکال مختلف به خود گرفت برده با برده دار، رعیت با ارباب، کارگر با کار فرما در برابر هم قرار گرفته اند.
در عصر جدید جنگ وستیز در میان فقروثروت جنبه ای جهانی دارد ، این جنگ در آمریکای لاتین شکل دموکراسی به خود گرفته است. هواداران افشار محروم جامعه تحت رهبری شخصیتهای سرشناس سر نوشت خود را درپای صندوقهای رای گیری تعیین می کنند.
در نیم کره شرقی بویژه در خاورمیانه « بزرگ» سر نوشت محرومان را ترور و واکنش علیه ترور رقم می زند. چیزی که به جز ویرانی هدف دیگری در بیش ندارد.
امیرعلی لاهرودی
57/4/16