11 ميليون نفر در زير خط فقر

ايران نيز مانند ديگر کشورهای در حال رشد به دو قطب فقر و ثروت تقسيم شده است. در قسمتی از اين تقسيم بندی بنابه وضع اقتصادی اين و يا آن کشور از هم ديگر متفاوت است. در کشورهای در حال رشد که منابع طبيعی و زيرزمينی غنی دارند با استفاده از اين ثروت خدادادی قسمتی از ساکنين آن در رفاه کامل زندگی می کنند و قسمتی ديگر در وضع ناگوار زندگی می کنند. در ميان اين اقشار درصد قابل ملاحظه ای با درآمد کمتر در حال فقر و درماندگی به زندگی خود ادامه می دهند. ايران کشوری است که دارای منابع غنی نفت و گاز است. تقريبا صد سال است که اين ثروت عظيم از جانب بيگانگان کشف و مورد بهره برداری قرار می گرفت. در 50 سال اخير صنايع عظيم نفت از لحاظ حقوقی در دست مردم ايران قرار گرفت. حکومت ضد ملی و ضد دموکراتيک پيش از انقلاب از لحاظ وابستگی سياسی و اقتصادی و نظامی به غرب اين منبع درآمد سرشار در دست شرکتهای بيگانه متمرکز نمود. اکنون که ايران استقلال سياسی کامل خود را بدست آورده است متاسفانه سرمايه های داخلی در توليد به کار گرفته نمی شود. قسمتی از آنها بعنوان سرمايه دلال کالاهای مصرفی غرب را در بازار ايران به فروش می رسانند و قسمت ديگری از اين سرمايه ها از کشور خارج می شوند و در کشورهای ديگر بويژه در کشورهای شيخ نشين خليج فارس به کار گرفته می شود. شيرين عبادی حقوقدان و وکيل دادگستری که برنده جايزه نوبل است چند روز پيش در مصاحبه با راديوی بی بی سی اعلام نمود که در ايران کنونی 11 ميليون انسان زير خط فقر زندگی می کنند. به نظر او اين رقم رسمی است که اداره آمار آنرا اعلام کرده است. اما در حقيقت 20 تا 25 ميليون ايرانی در زير خط فقر زندگی خود را می چرخانند. ارقام رسمی حداقل نرخ زندگی يک نفر ايرانی را 100 هزار تومان برآورد می کند. اين رقم حداقل درآمدی است که می تواند زندگی يک نفر را تامين کند. اما علاوه بر 4 ميليون بيکار شهروندان شاغل 200 تا 350 هزار تومان درآمد ماهانه دارند که با اين پول يک خانواده 3 و يا 4 نفری با دشواری می توانند زندگی کنند. در چنين وضع اسف بار اقتصادی دولت مبلغ هنگفتی برای دستيابی به انرژی اتمی هزينه می کند و رييس دولت صراحتاً اعلام می کند که آماده است به انرژی اتمی دسترسی پيدا کند ولو به قيمت هزينه هنگفت برای 10 سال ديگر.

مردم ايران قرنها است که با مشکلات زندگی و با تجاوزات خارجی رو در رو است. ساليان دراز انگليس و روسيه تزاری ايران را به نيمه مستعمره خود تبديل کرده بودند و بازار اين نيمه مستعمره را بدون پرداخت تعرفه گمرکی در اختيار کالاهای خود در آورده بودند. در دوران سلطنت پهلوی ها تا حدی وضع دگرگون شد. ايران در راستای رشد اقتصادی و فرهنگی قرار گرفت. با اين همه تسلط غرب بر بازار ايران همچنان باقی ماند. حکومت انقلابی ايران نيز 28 سال است که نمی تواند بيکاری را از ميان بردارد. توليدات صنعتی را افزايش دهد. محصولات کشاورزی را زير چتر حمايت خود درآورد. نفت خام را در داخل تصفيه کند و از آن بنزين توليد کند تا 5 ميليارد دلار برای واردات بنزين صرفه جويی نمايد. البته تنها ايران نيست با چنين وضع اسف بار اقتصادی روبرو است. اقتصادر اکثر کشورهای در حال رشد به اقتصاد ايران شباهت دارد.

بدون تقسيم عادلانه ثروت در ميان شهروندان اين کشورها از جمله ايران وضع موجود اقتصادی تغيير پيدا نخواهد کرد. تقسيم ثروت به شکل عادلانه در ميان شهروندان به آن معنی نيست که درآمد کل کشور به شکل نقدينه ميان افراد جامعه تقسيم شود. تقسيم عادلانه ثروت می تواند و بايد با رشد اقتصادی از طريق ايجاد کارخانه های توليدی و تامين توان رقابت برای محصولات توليدی داخلی راهی است که می تواند حداکثر اشتغال را در داخل تامين کند و از اين طريق زندگی شهروندان ايرانی تامين گردد. غير از اين راهی وجود ندارد و تجربه سالهای گذشته و حال نشان می دهد که بدون رشد صنعتی در کشور تامين رفاه در جامعه آرزويی بيش نيست.

اميرعلی لاهرودی. 27/92/2007