|
تصادمات مسلحانه در شرق و غرب ايران در ماههای اخير اخبار و اطلاعاتی در رسانه های گروهی منتشر می شود. بر مبنای اين اخبار در جنوب شرق ايران (بلوچستان) که اهالی آن اساسا سنی مذهب هستند تصادمات مسلحانه ميان بلوچهای مسلح و نيروهای انتظامی جمهوری اسلامی ايران رخ می دهد. درگيری در غرب ايران (کردستان ايران) درگيری مسلحانه نه با کردها بوقوع پيوسته است. کردهای اين منطقه نيز سنی مذهب هستند. علت اين تصادمات مسلحانه چيست و چرا اين درگيری در مناطق مرزی ايران انجام می گيرد. با نگاهی گذار به وضع اين دو منطقه می توان به علل اين درگيريها پی برد. عمده ترين علت وجود فقر مطلق در بلوچستان و کردستان است. در کشور ثروتمند ايران اين دو منطقه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی عقب مانده ترين مناطقی هستند که ساکنين آن در بدترين وضع زندگی می کنند و از ابتدائی ترين حقوق انسانی محروم شده اند. در بلوچستان قاچاق مواد مخدر عمده ترين درآمد قسمتی از ساکنين بلوچستان را تشکيل می دهد. از کارگاه توليدی و از کشاورزی قابل انتفاع خبری نيست. اين فقر و درماندگی اولين علت درگيری با نيروهای امنيتی ايران است. در عين حال بلوچستان در دوران تسلط استعمار بريتانيا در شبه قاره هندوستان افعانستان و قسمتی از بلوچستان نيز به هندوستان مستعمره ضميمه شد. بعد از استقلال و خروج انگليس از مستعمرات خود در شبه قاره هندوستان و خروج از افغانستان و تقسيم شبه قاره هندوستان به دو کشور پاکستان و هندوستان قسمتی از بلوچستان به افغانستان و قسمتی ديگر به پاکستان ضميمه شد و در هر سه کشور بلوچها جزئی از عقب مانده ترين ساکنين اين کشورها محسوب می شوند و اين خود به بلوچهای ايران امکان می دهد که از پاکمستان و بلوچستان بعنوان پايگاه نظامی استفاده کنند و با مامورين مرزی ايران درگيری ايجاد کنند. علت دوم اين درگيريها محروميت سياسی و محروميت از حقوق انسانی مردم بلوچستان است. بعد از فروپاشی اتحاد شوروی استقلال طلبی اقوام و اقليتهای ملی در کشورهای کثيرالمله آسيا و اروپا اوج گرفت و جمهوريهای خودمختار يوگسلاوی در بالکان برای استقلال سياسی خود دست به مبارزه مسلحانه زدند. درگيری اين جمهوری ها با حکوت مرکزی هزاران کشته به جای گذاشت و با مداخله نظامی ناتو اين درگيری پايان يافت و دولت يوگسلاوی تجزيه شد و اقوام غير صرب دولتهای خود را تشکيل دادند. اقليتها و اقوام ساکن افغانستان و ترکيه و عراق و ايران نيز با در نظر گرفتن شرايط موجود خواسته های ملی خود را مطرح نمودند. مداخله نظامی آمريکا در افغانستان و عراق اقليتهای ملی در اين دو کشور به خواسته های خود دست يافتند و به حکومت خودمختار در چهارچوب اين دو کشور نايل آمدند. کردهای ايران نيز ملهم از اين رويدادها چندين بار به عمليات مسلحانه دست زدند. اما نتوانستند در مقابل نيروهای نظامی ايران مقاومت کنند و پايگاهی برای خود بوجود بياورند. با اين همه اين درگيريها در کردستان ايران و هر از چند گاهی به نيروهای مستقر در کردستان شبيه خون می زنند و از هر دو طرف عده ای به هلاکت می رسند. در چند روز اخير درگيری با سپاه چنان شديد بود که از هر دو طرف عده زيادی کشته شدند و هليکوپتر سپاه سقوط کرد و عده ای از افسران سپاه پاسداران کشته شدند. در زاهدان نيز اين عمليات تکرار شد. گروه مسلحی اتوبوس حامل پاسداران را منفجر کردند و عده ای از آنها جان خود را از دست دادند. اين درگيريها در بلوچستان و کردستان و تظاهرات وسيع خرداد ماه 1385 در آذربايجان و چند انفجار در آبادان در شرايطی رخ می دهد که روابط ايران و آمريکا وخيم شده است. دولت ايران از يک طرف با آمريکا و کشورهای بزرگ اروپا بر سر مسئله استفاده از نيروی اتمی درگير است و زير بار قطعنامه شورای امنيت نمی رود و از اين وضع متشنج چنين بر می آيد که ايران آمادگی آن را دارد که حمله نظامی آمريکا را بدون جواب نخواهد گذاشت. ايران هر قدر قدرت مقابله با آمريکا را داشته باشد اما وقوع جنگ ويرانی های زيادی را ببار خواهد آورد. ما بعنوان شهروند ايرانی هر نوع تجاوز خارجی به ايران را محکوم می کنيم و دولت ايران نيز بايد اين واقعيت را درک کند که نمی توان خود را در چند جبهه درگير نمود. در مناطق دور دست کشور مردم در فقر و فاقه زندگی می کنند و از حقوق حقه خود محروم گرديده اند و به خواسته های آنها با گلوله جواب داده می شود و همچنين خود را برای دفاع از حملات دولت آمريکا آماده می سازد. نمی شود با همسايگان خود و با دولتهای بزرگ جهان يک تنه درگير شد و از اين درگيری پيروز بيرون آمد. مردم ايران در صورت حمله آمريکا به ايران از کشور خود دفاع خواهند کرد و نبايد ترديدی در اين مورد بخود راه داد. اما دولت نيز نبايد کار را به آن حد برساند که مردم ايران مجبور شوند هزينه آنرا بپردازند. اميرعلی لاهرودی. 05/03/2007 |